" نوشته هاو یادداشتها"
وبلاگ شخصی سید محمد رضا جعفری
قالب وبلاگ
براي شروع افتتاحيه جشنواره ها بهمراه اقاي مسلمي و مهره چي به چابهار پرواز كرديم حدود دو ساعت در راه بوديم تا به يك فرودگاه حالت نظامي در حدود 30 كيلومتري چابهار در نزديكي شهر كنارك به زمين نشسته و با استقبال اقاي راشكي ومديركل و مسئولين مجمع استان و چهابهار در اتومبيلهاي شاستي بلند ژاپني كه نمره منطقه آزاد داشت سوار شديم . اقاي مسلمي و مهره چي بهمراه آقاي راشكي به رانندگي جوان لاغر قدبلند بومي بنام آقاي جدگال كه بعدها در طول سفر همراهمان بود و مهمانواز و پرتحرك  و برادر نماينده شهر هم بودو بنده هم به اتفاق اقاي شهركي به رانندگي جواني  وهمراهي آقاي رامش رئيس مجمع چهار محال بعد از رسين به چابهار و استقرار در ويلاهاي منطقه ازاد و اشنايي با اقاي سراواني رئيس اموزش و پرورش  به ديدن اقاي فرماندار كه مهندس موهبتي كه فعاليت زيادي براي برگزاري جشنواره كرده بود و جلسات مختلف براي جذب كمك هاي مردمي انجام داده بود رفته و پس گزارش ايشان و اقاي راشكي اقاي مسلمي صحبت كرد . نماز را در فرمانداري خوانديم و سپس از شهر خارج شده از كنار درياي  نيلگون عمان به سمت مرز پاكستان رفتيم. كوه هاي زيباي مينياتوري در كنار جاده خودنمايي مي كرد انگار كه نقش هاي زيبايي برروي كوه ها ترسيم كرده بودند.ناهار را در يك منزل روستايي كه زحمت زيادي هم كشيده بودند صرف كرده از چند مدرسه بازديد كرده و بعد از ظهر هم بر قايق سوار شده و گشتي در دريا زده و شاهددلفين ها بوديم.

 سواحل زيباي درياي مكران و خليج گوارتز جلوه اي از طبيعت بكر اين منطقه است كه در اينده مي تواند گردشگران زيادي را به آنجا بكشاند


ادامه مطلب
[ یکشنبه دوازدهم بهمن 1393 ] [ 10:55 ] [ سید محمد رضا جعفری ] [ ]
روز چهارشنبه18/10/93 براي مراسم كلنگ زني و افتتاح يك مدرسه به شيراز رفتم از فرودگاه بلا فاصله به اتفاق آقاي جدي نايب رئيس مجمع و مهندس دست نيان مديركل نوسازي مدارس به بيضا رفته در سالن آموزش و پرورش مراسم خوب و باشكوهي با حضور فرماندار و امام جمعه و مسئولين برگزار شد بعد از مراسم به دبيرستان بزرگي كه در جنب اداره بود رفته و پس از توضيحات آقاي دست نيان خير محترم كه معلم پرشوري بود بنام اقاي سيد حسيني الهاشمي ودر تكميل مدرسه سرمايه گذاري كرده بود روبان مدرسه را قيچي كرد و اولين نماز جماعت را در انجا بجا اورديم پس از صرف غذا به روستاي چاه سرخ رفتيم . شور و حال عجيبي بود همه روستا در انجا جمع شده بودند و مراسم خوبي برگزار شد. و زمين را آقاي داریوش حق جو و تقبل ساخت  خير بزرگوار دکتر شهرام خلف پور انجام شده بود.

- همزمان با خجسته میلاد حضرت محمدمصطفی (ص)وهمچنین امام جعفرصادق (ع) آموزشگاه 9متوسطه کلاسه سید ضاء الدین حسینی الهاشمی شهربیضابا حضور مديركل مشاركتهاي مردمي سازمان نوسازي مدارس كشور و مدير كل نوسازي مدارس فارس افتتاح و مورد بهره برداری قرارگرفت.

دست نیا مدیرکل نوسازی مدارس استان فارس گفت: این آموزشگاه با اعتباری افزون بریک میلیارد تومان درزمینی به مساحت دوهزار هشتصدمترمربع با زیربنا یکهزارو دویست وپنجاه متردر دو طبقه احداث شده است.

پانصد میلیون تومان هزینه این طرح توسط خیرفرهنگی مدرسه ساز سید ضیاء حسینی الهاشمی پرداخت شده است.

 

[ شنبه بیستم دی 1393 ] [ 9:41 ] [ سید محمد رضا جعفری ] [ ]
ديشب آخرين شب مراسم ماه محرم و صفر در  حسينيه روضه الشهداء بود. روز شهادت امام رضا عليه السلام را تمام كده بوديم و گفته بودند لباسهاي رنگي خود را با خود بياوريد تا پس از دوماه عزاداري براي سالار شهيدان پس از مراسم لباسهاي مشكي را بيرون بياوريم. اقاي مهدي توكلي سخنران اين مراسم بود كه با قرائت حديث قدسي در مورد عبوديت و اينكه اگر انسان جايگاه خود را كه بنده است دريابد و دربرابر خداوند متعال مطيع باشد مشكلات از بين مي رود ايشان با چند مثال در مورد حضرت ابراهيم كه وقتي فرمان داده شد فرزندش را ذبح كند و خودش و فرزندش در برابر خواست خدا بدون هيچ مقاومتي اطاعت امر كردند و برعكس داستان پشر و امام موسي ابن جعفر كه وقتي صداي گناه را از منزل او شنيد از كنيزش پرسيد ايشان حر است يا عبد و همچنين اطاعت امام حسين و يارانش در برابر خدا و پذيرفتن مصائب. نكته اي كه ايشان به ان اشاره كرد اين بود كه در قديم گناه كردن سخت تر از امروز بود بعنوان مثال اگر كسي مي خواست از يك گروه موسيقي و .. استفاده كند آن زمان بايد تك تك افراد با وسايل موسيقي خود در ان محل حضور پيدا مي كردند و هزينه زيادي هم داشت كه براي هر كس اين امكان وجود نداشت و در شهر يا روستا ان منزل مورد توجه قرار مي گرفت و در قديم حرمت ها هم بيشتر رعايت مي شد اما الان ساعتها موسيقي همراه با رقاصه در cd با قيمت بسيار پايين و حتي مجاني در دسترس قرار مي گيرد و از اين قبيل مثالها با خود گفتم الان ماهواره ها و حتي از طريق اينترنت بسادگي در هر لحظه و هرمكان امكان گناه كردن وجود دارد.با وجود اين گناهان اگر انسان عبد شد و مطيع فرمان خدا بود انسان ارزشمندي مي شود.

[ چهارشنبه سوم دی 1393 ] [ 9:58 ] [ سید محمد رضا جعفری ] [ ]
امسال شور و حال خاصي در كشور ما و عراق وجود داشت بسياري از هياتها و دلسوختگان و عاشقان امام حسين (ع) براي رفتن به كربلا برنامه ريزي مي كردند. مسئولين هيات روضه الشهدا نيز كه در نزديك محل سكونت ما قرار دارد و گهگاه به انجا مي رويم نيز در حال رفتن بودند. اميراقا و حميداقا برادرخانمها و عمو محمد و اقوام ديگر نيز در حال رفتن بودند از طرفي هيات ما كه رايه الحسين نام دارد در اين ايام بمدت پنج شب مراسم داشت . تعداد اعضا كم شده بود ولي كارها بخوبي پيش رفت . مداحمان حاج اقا نيك اريا نيز به كربلا رفت و از افاي محسن عبادي بهره گيري كرديم . سخنرانمان اقاي رهنمايي مطالب خوبي كه مورد نياز حامعه فعلي است مطرح كرد . بهرحال بيش از 20 ميليون زن و مرد از عذاق و كشورهاي مختلف در راهپيمايي عظيمي به كربلا در حركت شدند از ايران بيش از يك ونيم ميليون نفر واقعا شور عجيبي وجود داشت پيرزن و پير مرد بچه كوچك با مادرش و جوانهاي عاشق علي رغم تهديدهاي داعش بسمت كربلا روان شدند و مردم عراق هم با همه وجود از آنان پذيرايي مي كردند. اين شور و عشق خاموش نشدني است و سال به سال بران افزوده مي شود.فوت ۴ زائر ایرانی در عتبات عالیات عراق

[ دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 ] [ 14:56 ] [ سید محمد رضا جعفری ] [ ]
 

صبح روز دوشنبه 10/9 به اتفاق همكارم اقاي نجفي افشار با يكساعت تاخير در فرودگاه بيرجند با هواپيما فرود امديم اقاي مهندس بيكي و شيرزاد و نوايي به استقبالمان امدند قرار بود ساعت 4 بعدازظهر مراسم بهره برداري از دو كلاس كه در يك مدرسه توسط خانواده شهيد ايت اله دكتر مفتح ساخته شده بود در فردوس باشيم . از اين خانواده در اين مراسم كسي حضور نيافت همانگونه كه در آذربايجان شرقي نيامده بودند ولي من بپاس اهميت كار اين خانواده وظيفه دانستم به اين مدرسه بروم. بيش از دوساعت در راه بوديم در بين راه نماز خوانده و ناهار خورديم در راه شاهد غروب خورشيد بوديم وقتي بمدرسه رسييم فرماندار و رئيس اموزش و پرورش مدتها منتظر بودند. دانش اموزان هم در دوطرف صف كشيده و از خير تجليل نمودند. بعد از بريدن روبان و بازديد از كلاسها به دفتر امديم و صحبت كرديم .آن شب روز فردوس هم بود و بنده هم ان را ياداوري كردم. دعدغه فرماندار تكميل استخري بود كه از ده سال پيش شروع شده بود و الان هم ساختمان ان تمام شده و براي تاسيسات ان مشكل داشتند. ما را به محلي كه ابگرم فردوس بود بردند خانه هايي كه براي هلال احمر بود و اجاره مي دادند . در حمام اين منازل واني بود كه اب گرم به انجا هدايت مي شد. نماز را خوانديم و از اب انجا استفاده كرذيم . شب به خانه معلم آمديم كه استراحت كنيم آن شب به سختي چند ساعتي استراحت كرديم . فردوس انارهاي خوبي داشت كه هم در مراسم افتتاح و هم در خانه معلم با آن از ما پذيرايي كريم. صبح زود ساعت شش صبح صبحانه خورده و از سالن استخر و شهرك مسكن مهر بازديد نموده و پس از خداحافظي از اقاي علي پرست و معاونش غفاري بسمت قائنات بحركت آمديم.


ادامه مطلب
[ یکشنبه شانزدهم آذر 1393 ] [ 17:9 ] [ سید محمد رضا جعفری ] [ ]
همایش تکریم از خیرین مدرسه ساز

پس از ماهها برنامه ريزي و تشكيل ستاد و كميته هاي مختلف همايش در روز شنبه 26 مهرماه با حضور آقاي دكتر فاني در شروع جلسه و آقاي دكتر نوبخت معاون رئيس جمهور و مسئولين سازمان و با دعوت از حدود 700 نفر خير مدرسه ساز با برنامه هاي متنوع و جذاب و برپايي نمايشگاه برگزار گرديد. اين همايش از سال 90 بدليل مشكلات مالي برگزار نشده بود و خيرين توقع برگزاري داشتند. از نكات قابل توجه اين همايش تشكيل  دو ميز گردبراي بيان نظرات خيرين كه هركدام از انها با ويژگيهاي خاص انجام گرفت. گرفتن عكي از حاضرين وتهيه تابلوي براي يادمان و هديه به خيرين- مشخص كردن خيرين پدر و مادر شهيد و اهداء لوح به انان- صرفه جويي و كنترل مسايل مالي- حضور در فرودگاه براي استقبال- حضور علي دايي و انعكاس در رسانه ها-نمايشگاه مناسب و نوشتن مطالب خيرين در صفحه الكتروني و حفظ مطالب- تهيه مجله همايش- كليپ هاي تاثير گذار  و بالاخره رضايتمندي خيرين بود.بعضي تصاوير در قسمت ادامه مطالب موجود است.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم آذر 1393 ] [ 15:9 ] [ سید محمد رضا جعفری ] [ ]
چند روز قبل مطلبي از همكلاس دوران فوق ليسانسم آقاي افجه اي از طريق وايبر برايم فرستاد كه من هم آن را كپي كردم و در گروه همكاران آموزش و پرورش قرار دادم كه يكي از دوستان بزرگوارم آقاي معصومي از آن ايراد گرفت و من برخود لازم دانستم در اين مورد بررسي كنم.آن مطلب اين بود كه : "در قسمتي از آيه 40 سوره ياسين آمده است كه كل في فلك يسبحون يعني همه چيز در حال گردش است.جالب اين است كه اگر خود كل في فلك را هم برعكس كني همين مي شود يعني اين ايه هم در حال گردش است."

كل ايه چنين است:لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ(40 ياسين) و ترجمه آن:

نه خورشيد را سزد كه ماه را دريابد و نه شب بر روز پيشى گيرنده است، و همه در چرخ خود- در مدار خود- شناورند.

در تفاسير مختلف مطالب زيادي امده بود از جمله:( در تفسير نمونه ):


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 15:35 ] [ سید محمد رضا جعفری ] [ ]
ابوثمامه، یکی از دلاوران کوفه بود که برای امام نامه نوشت تا به کوفه بیاید. حضرت مسلم که به کوفه آمد، از او خواست که برای جنگ با یزید، اسلحه تهیه کند. ابوثمامه، در این زمینه فرد ماهری بود. در قیام حضرت مسلم، او یکی از فرماندهان لشکر بود، ولی چون کوفیان بی وفا بودند، قیام مسلم ناکام ماند. پس از دستگیری مسلم، ابن زیاد سربازانش را سراغ ابوثمامه فرستاد تا او را بیابند. ابوثمامه، همراه دوستش، نافع بن هلال به سوی حجاز رفت و در راه به امام حسین (ع) پیوست و به کربلا رفت. وقتی عمر بن سعد، به کربلا آمد، قاصدی نزد امام فرستاد. ابوثمامه قاصد عمر بن سعد را شناخت. او برای این که مسائل امنیتی را رعایت کند، از قاصد خواست که بدون سلام پیش امام برود. قاصد نپذیرفت و ابوثمامه او را مجبور کرد که بازگردد، سرانجام ابوثمامه، وز عاشورا هنگامی که وقت نماز فرارسید ابوثمامه به امام حسین علیه السلام عرض کرد:جانم فدایت، می‌ بینم که این گروه به تو نزدیک شده ‌اند. به خدا سوگند تا من پیش روی تو کشته نشوم شما به شهادت نخواهی رسید. ولی دوست دارم هنگامی که خدای را دیدار می‌ کنم این نمازی را که وقت آن نزدیک گشته بخوانم. امام حسین علیه السلام سر مبارکش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: از نماز یاد کردی خداوند تو را از نمازگزاران و ذاکرین قرار دهد. آری، این آغاز وقت نماز است. از آنها بخواهید از ما دست بردارند تا نماز بگزاریم.. [۲۸] [۲۹]
به گفته طبری، ابوثمامه، پسرعموی خود را که دشمنش بود به هلاکت رساند. سپس امام حسین علیه السلام با یارانش نماز ظهر را به طریق نماز خوف اقامه کرد.
سرانجام وی به دست قیس بن عبدالله به فیض شهادت نایل گشت.در زیارت ناحیه مقدسه امام زمان علیه السلام از او چنین یاد شده است.السلام علی ابی ثمامة عمر بن عبدالله الصائدی [۳۳] این سلام در زیارت رجبیه نیز با اندكى تفاوت نقل شده است

[ سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 ] [ 15:24 ] [ سید محمد رضا جعفری ] [ ]

وی اهل کوفه بود. او که از قاریان قرآن و حدیث و از اصحاب علی به شمار می‌رفت و در جنگهای صفین، جمل و نهروان شمشیر زده بود، وقتی حسین بن علی به سوی عراق آمد، به سوی او شتافت و در راه به کاروان پیوست. او سفارش کرده بود اسبش را که کامل نام داشت از کوفه برایش بیاورند و عمرو بن خالد و دوستانش این کار را کردند. در روز عاشورا هنگامی که عمرو بن قرظة، از یاران امام، به شهادت رسید و برادرش علی بن قرظة که در سپاه کوفه بود، به خونخواهی او به میدان آمد، نافع بن هلال بر او حمله کرد و او را مجروح ساخت. یارانش برای نجات او حمله کردند و نافع بن هلال با آنها درگیر شد. رجز می‌خواند و می‌گفت: «اگر مرا نمی‌شناسید خود را معرفی می‌کنم: من از قبیله جَمَلی هستم و آیین و دینم همان دین حسین بن علی است

مردی به نام «مزاحم بن حریث» بر او حمله کرد ولی ضربه نافع به او مهلت نداد و کشته شد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم آبان 1393 ] [ 16:39 ] [ سید محمد رضا جعفری ] [ ]

حبیب مظاهر (مظهر) اسدی از اصحاب خاص رسول خدا و امیرالمومنین علی علیه السلام بود و در جنگ های جمل و صفین و نهروان در کنار امام علی جنگید. او از حاملان علوم علی علیه السلام به شمار می‌رفت و پسر عمویش، اباثور، در میان اعراب به شاعری و سوارکاری شهرت داشت.
حبیب از کسانی بود که برای امام حسین علیه السلام نامه نوشت و هنگامی که مسلم بن عقیل نماینده امام به کوفه وارد شد، در منزل مختار به حمایت از او سخن گفت.
او به همراه مسلم بن عوسجه در کوفه برای امام حسین علیه السلام از مردم بیعت می‌گرفتند اما وقتی ابن زیاد وارد کوفه شد و کوفیان مسلم را تنها گذاشتند، افراد قبیله‌اش حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه را از چشم ماموران ابن زیاد پنهان کردند.
آن دو وقتی خبردار شدند که امام حسین علیه السلام به کربلا رفته، مخفیانه به سویش حرکت کردند. روزها مخفی می شدند و شب‌ها به سرعت می‌رفتندحبیب هم به همراه مسلم بن عوسجه، خود را به کربلا رساند و چون یاران امام را اندک دید با تلاش و تبلیغ فراوان موفق شد خویشانش را از قبیله ی بنی اسد که در آن اطراف منزل داشتند به کمک آورد، آنها هم قبول کردند اما سربازان سپاه بنی امیه مانع پیوستن آنها شدند و بعد از جنگ سختی که پیش آمد، بنی اسد شبانه به قبیله خود برگشتند. حبیب این ماجرا را خدمت امام حسین عرض کرد. امام فرمود «لاحول ولاقوه الا بالله» او که در نزد حسین بن علی (ع) مقام والایی داشت، در کربلا، روز عاشورا فرمانده جناح چپ لشگر امام حسین علیه السلام بود.

. نزدیک ظهر عاشورا، وقتی ابوثمامه صائدی به امام یادآوری کرد که هنگام نماز فرا رسیده و امام فرمود «آری وقت نماز است، از کوفیان بخواهید دست از جنگ بردارند تا نماز بگزاریم» یکی از لشگریان دشمن به نام حصین بن تمیم گفت «نماز شما قبول نیست»، حبیب در پاسخ گفت «ای نفهم! خیال می کنی که نماز آل رسول قبول نیست و از تو پذیرفته است؟!»، حصین خشمگین شد و به او حمله کرد. حبیب با اجازه از حسین علیه السلام به مقابله با او برخاست و چنین رجز می خواند


ادامه مطلب
[ یکشنبه هجدهم آبان 1393 ] [ 9:1 ] [ سید محمد رضا جعفری ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ