انتخابات دهم با وجود اينكه از شور و هيجان خاصي برخوردار بوده و شركت كنندگان بي سابقه چهل ميليون نفري را بهمراه داشت ليكن پس از برگزاري آن ، متاسفانه داراي حوادث دردناكي بود كه نظام را با چالش و خطر مواجه نمود. هيجانات قبل از انتخابات نه تنها فروكش نكرد بلكه تبديل به اختلاف به ميان روحانيت، مسئولين و مردم كشيده شد .در اين نوشتار مجال تحليل علل و عوامل اين مجادلات وجود ندارد فقط بطور مختصر اشاره ميشود كه عده اي منشاء اين اختلافات و حوادث رابه اختلاف نظر بين گروه هاي چپ و راست دانسته و نمايش ميزگرد كانديداهاي رياست جمهوري در صدا و سيما و حرمت شكني روحانيت و شخصيتها را يكي از عوامل آن ميدانند.عده اي ديگري نيز نسبت دادن تقلب به انتخابات و ريختن به خيابانها را آغاز اين ماجراها ميدانند . متاسفانه كشته شدن تعدادي از مردم در اين حوادث ، به زندان افتادن گروهي از معترضين، برگزاري دادگاه عوامل دستگير شده ، مسائل مربوط به زندان كهريزك ، برگزاري راهپيمائيها و سخنرانيهاي انجام شده موجب تشديد اين اختلافات گرديد.
تظاهرات در روز قدس و سيزده آبان ، تظاهرات در دانشگاه ها از سوي هرطرف ، اهانت به عكس امام خميني (ره ) و همچنين مقام معظم رهبري ، تشيع جنازه آيت اله منتظري و بالاخره حرمت شكني در روز عاشورا ، بميدان آمدن رسانه هاي خارجي و از آنطرف اعمال محدويتها در صدا و سيما فضاي پرتنش و ملتهبي در جامعه بوجود آورد.
بعضي از شخصيتهاي نظام نظير آقاي هاشمي رفسنجاني و ناطق نوري و تعداد ديگري از شخصيتها صدماتي را در اين جريان خورده و موضعگيريهايي نمودند كه موجب ناراحتي گروهي و خرسندي گروه ديگر شد. بيانيه ها، سخنرانيها و موضعگيري تند افراد در دو جريان وضع را وخيم تر از گذشته نمود . روزنامه ها ، سايتها هروز فضا را تيره و تار نموده و اختلافات را بيشتر نمودند .در اين جريانات متاسفانه افراطيون از هردو طرف فعال شده ودر بعضي مواضع از رهبران خود جلو زدند.بعضي منافق و بي دين و عوامل خارجي نام گرفته و بعضي نيز خط قرمزها را كنار زده و اركان نظام را زير سوال و توهين بردند. علي رغم تذكرات مقام معظم رهبري به ايجاد آرامش و جلوگيري از توهينها وتهمتها دو طرف دست برنداشته و اين كينه توزيها بيشتر و بيشتر شد ه و اين مشگلات ادامه ميابد.و شکی نیست که دشمنان انقلاب علاقمند به ایجاد اختلاف بیشتر در بین مردم و حذف نیروها و شخصیتهای انقلاب از کنار رهبر بوده و روند حرکت فعلی در جهت خواست آنان میباشد.
در زير نگاهي به بعضي از جملات رهبر معظم در مورد انتخابات خواهيم داشت:
مناظره ها- در مواردي مشاهده ميشد كه جنبة منطقي مناظره ضعيف ميشد؛ جنبة احساساتي و عصبي پيدا ميكرد؛ جنبة تخريبي غلبه پيدا ميكرد؛ سياهنمائي وضع موجود به شكل افراطي در اين مناظرهها ديده شد؛ سياهنمائي دورههاي گذشته هم در اين مناظرهها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتي مطرح شد كه در جايي اثبات نشده است؛ به شايعات تكيه شد، بيانصافيهايي احياناً ديده شد؛ هم بيانصافي نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت و هم بيانصافي نسبت به دولتهاي گذشته و دوران سي ساله.
تيره كردن كارنامه ها-از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانوني كشور شد. حتي از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانيها را براي من ميآوردند و من ميديدم يا گاهي ميشنيدم؛ تهمتهايي زدند، حرفهايي گفتند؛ به كي؟ به كسي كه رئيس جمهور قانوني كشور است، متكي به آراء مردم است. نسبتهاي خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغگوئي متهم كردند! ...
كمرنگ شدن كارنامه سي ساله نظام و رسانهاي كردن ادعاهاي ثابت نشده
آن طرف هم همينطور شبيه همين كارها به نحو ديگري انجام گرفت. كارنامة درخشان سي سالة انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضي از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاي اين نظامند؛ اينهاكساني هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند.... هر كس هر ادعائي دارد، بايستي در مجاري قانوني خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانهاي كرد. اگر چيزي اثبات بشود، فرقي بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتي اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقيهاي نادرست در جامعه به وجود ميآيد، جوانها چيز ديگري خيال ميكنند، چيز ديگري ميفهمند... آقاي هاشمي را همه ميشناسند. آقای هاشمی در دوران مبارزات از اصلیترین افراد نهضت بود ... بعد از انقلاب هم از مؤثرترین شخصیتهای همراه امام بوده و تا امروز در كنار رهبرى است. بارها تا مرز شهادت پیش رفته است، قبل از انقلاب، اموال خود را صرف مبارزه میکرد و در سی سال اخیر هم با به عهده گرفتن مسئولیت های فراوان، در حساس ترین مقاطع در خدمت انقلاب و نظام بوده و هرگز از انقلاب برای خودش، مالی نیاندوخته اس رقابت آزاد بين سليقههاي درون نظام- اين رقابتها كاملاً رقابتهاي آزاد، جدي و شفاف بين نامزدهاي مختلف بود؛ همه ديدند. ... اين رقابت ميان افراد و جريانهاي متعلق به نظام اسلامي است. اينكه دشمنان سعي ميكنند در رسانههاي گوناگون - كه غالباً هم مال صهيونيستهاي خبيث و رذل است – اينجور وانمود كنند كه بين طرفداران نظام و مخالفان آن دعواست. نه خير، اين جوري نبود؛ آنها غلط ميكنند اين حرف را ميزنند؛ اين واقعيت ندارد.اين چهار نفري كه وارد عرصة اين انتخابات جدي شدند، همهشان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بوده و هستند
پرهيز از افراطيگري- كساني كه به يك نحوي يك نوع مرجعيتي در افكار مردم دارند؛ از سياسيون و رؤساي احزاب و كارگردانان جريانات سياسي و عدهاي هم از اينها حرفشنوي دارند، اينها خيلي بايد مراقب رفتار و گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمي افراطيگري كنند دامنة اين افراطيگري در بدنة مردم به جاهاي بسيار حساس و خطرناكي خواهد رسيد كه گاهي خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند كه ما نمونههايش را ديدهايم....اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند يا براي اصلاح ابرو، چشم را كور كنند چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهايند.
توجه به اخلاق: به اخلاق خودمان هم برسيم؛ به اخلاق خودمان هم برسيم. اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اينكه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاههاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبهروز هم بيشتر و گستردهتر و پيچيدهتر ميشود - روشى را در پيش گرفتهاند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند. هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاى اشاعهى گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات. همين جا من اين را هم بگويم: اينكه در دادگاهها - كه در تلويزيون هم پخش ميشد - از قول يك متهمى چيزى راجع به يك كس ديگرى گفته ميشود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه دربارهى خود در دادگاه بگويد، اين حجت است. اينكه بگويند در دادگاه دربارهى خودش اگر اعترافى كرد، حجت نيست، اين حرف مهملى است، حرف بىارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در يك دادگاه در مقابل دوربين، در مقابل بينندگان ميليونى كه متهم عليه خود بكند، اين اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما عليه ديگرى بخواهد اعترافى كند، نه، مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم ميفرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛(2) وقتى ميشنويد كه يكى را متهم ميكنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟
شايعهسازى و شايعهپراكنى درست نيست. انسان مىبيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعهسازى ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوهى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعهپراكنى كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعهپراكنى كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند.
منافق و ضدولايت فقيه- مراقب باشيد، مواظب باشيد، نميشود هر كسى را بمجرد يك خطائى يا اشتباهى گفت منافق؛ نميشود هر كسى را بمجرد اينكه يك كلمه حرفى برخلاف آنچه كه من و شما فكر ميكنيم، زد، بگوئيم آقا اين ضد ولايت فقيه است. در تشخيصها خيلى بايد مراقبت كنيد. من تأكيدم به شما جوانان عزيز، فرزندان عزيز خود من، جوانان پرشور اين كشور در سرتاسر ميهن عزيز، همين است. انگيزهها با شدت، با قوّت، با ايمان كامل، با اميد كامل به آينده حفظ بشود؛ اما در تشخيصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بىدقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد.
توجه به جذب حداكثري- بناى نظام در اينجا، جذب حداكثرى و دفع حداقلى است. اين، روش نظام است؛ اين را همه توجه بكنند. آن كسانى هم كه نظر مخالف دارند، نظرات مخالف با نظرات رسمى دارند، در اين چهارچوب ميتوانند خودشان را مقايسه كنند. اگر كسى با مبانى نظام معارضه كند، با امنيت مردم مخالفت كند، نظام مجبور است در مقابل او بايستد.
بصيرت -شما ببينيد در يك چنين وضعيتى چه چيزى بيش از همه براى انسان مهم است؟ بصيرت. بنده بارها بر روى بصيرت تكيه ميكنم، به خاطر همين. مردم بدانند چه اتفاقى دارد مىافتد؛ ببينند آن دستى را كه دارد صحنهگردانى ميكند، صحنه را شلوغ ميكند تا در خلال شلوغىهاى مردم، يك عنصر خائنى، يك عنصر دستنشانده و دستآموزى بيايد كارى را كه آنها ميخواهند، انجام بدهد و نشود او را توى مردم پيدا كرد؛ اين كارى است كه دشمن ميخواهد انجام بدهد. هر اقدامى كه به بصيرت منتهى بشود، بتواند عنصر خائن را، عنصر بدخواه را از آحاد مردم و تودهى مردم جدا كند، او را مشخص كند، اين خوب است. هر اقدامى كه فضا را مغشوش كند، مشوش كند، انسانها را نسبت به يكديگر مردد كند، فضاى تهمتآلود باشد، مجرم و غير مجرم در آن مخلوط بشوند، اين فضا مضر است، مخالف است.