کربلا ما داریم میایم

السلام علیک یا ابا عبداله

در حالیکه روزهای پایانی ماه محرم الحرام را پشت سر می گذرانیم.پس از روزهایی که تلاش زیادی برای رفتن به سرزمین مقدس کربلا و نجف اشرف و کاظمین داشته ایم توفیق حاصل شد تا به اتفاق کاروانی که اکثر آنها  از اقوام و خویشاوندان میباشند به این سفر الهی برویم. نکته قابل توجه اینکه اینبار فرزندم حمزه که تا آخرین مهلت کاروان بلاتکلیف بو با نذرها و دعاها به این کاروان راه یافت .خدامند بما توفیق دهد تا بتوانیم با معرفت خدمت ائمه و شهدای کربلا برسیم.  

حوادث پس از انتخابات

 

انتخابات دهم با وجود اينكه از شور و هيجان خاصي برخوردار بوده و شركت كنندگان بي سابقه چهل ميليون نفري را بهمراه داشت ليكن پس از برگزاري آن ،  متاسفانه داراي حوادث دردناكي بود كه نظام را با چالش و خطر مواجه نمود. هيجانات قبل از انتخابات نه تنها فروكش نكرد بلكه تبديل به اختلاف به ميان روحانيت، مسئولين و  مردم كشيده شد .در اين نوشتار مجال تحليل علل و عوامل اين مجادلات وجود ندارد فقط بطور مختصر اشاره ميشود كه عده اي منشاء اين اختلافات و حوادث رابه اختلاف نظر بين گروه هاي چپ و راست دانسته و نمايش ميزگرد كانديداهاي رياست جمهوري در صدا و سيما و حرمت شكني روحانيت و شخصيتها را   يكي از عوامل آن ميدانند.عده اي ديگري نيز نسبت دادن تقلب به انتخابات  و ريختن به خيابانها را آغاز اين ماجراها ميدانند . متاسفانه كشته شدن تعدادي از مردم در اين حوادث ، به زندان افتادن گروهي از معترضين، برگزاري دادگاه عوامل دستگير شده ، مسائل مربوط به زندان كهريزك ، برگزاري راهپيمائيها و سخنرانيهاي انجام شده  موجب تشديد اين اختلافات گرديد.

تظاهرات در روز قدس و سيزده آبان ، تظاهرات در دانشگاه ها از سوي هرطرف ، اهانت به عكس امام خميني (ره ) و همچنين مقام معظم رهبري ، تشيع جنازه آيت اله منتظري و بالاخره حرمت شكني در روز عاشورا ، بميدان آمدن رسانه هاي خارجي و از آنطرف اعمال محدويتها در صدا و سيما  فضاي پرتنش و ملتهبي در جامعه بوجود آورد.

 بعضي از شخصيتهاي نظام نظير آقاي هاشمي رفسنجاني و ناطق نوري و تعداد ديگري از شخصيتها صدماتي را در اين جريان خورده و موضعگيريهايي نمودند كه موجب ناراحتي گروهي و خرسندي گروه ديگر شد. بيانيه ها، سخنرانيها و موضعگيري تند افراد در دو جريان وضع را وخيم تر از گذشته نمود . روزنامه ها ، سايتها هروز فضا را تيره و تار نموده و اختلافات را بيشتر نمودند .در اين جريانات متاسفانه افراطيون از هردو طرف فعال شده ودر بعضي مواضع از رهبران خود جلو زدند.بعضي منافق و بي دين  و عوامل خارجي نام گرفته و بعضي نيز خط قرمزها را كنار زده و اركان نظام را زير سوال و توهين بردند. علي رغم تذكرات مقام معظم رهبري به ايجاد آرامش و جلوگيري از توهينها وتهمتها دو طرف دست برنداشته و اين كينه توزيها بيشتر و بيشتر شد ه و اين مشگلات ادامه ميابد.و شکی نیست که دشمنان انقلاب علاقمند به ایجاد اختلاف بیشتر در بین مردم و حذف نیروها و شخصیتهای انقلاب از کنار رهبر بوده و روند حرکت فعلی در جهت خواست آنان میباشد.

 در زير نگاهي به بعضي از جملات رهبر معظم در مورد انتخابات خواهيم داشت:

مناظره ها- در مواردي مشاهده مي‌شد كه جنبة منطقي مناظره ضعيف مي‌شد؛ جنبة احساساتي و عصبي پيدا مي‌كرد؛ جنبة تخريبي غلبه پيدا مي‌كرد؛ سياه‏نمائي وضع موجود به شكل افراطي در اين مناظره‏ها ديده شد؛ سياه‏نمائي دوره‏هاي گذشته هم در اين مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتي مطرح شد كه در جايي اثبات نشده است؛ به شايعات تكيه شد، بي‏انصافي‌هايي احياناً ديده شد؛ هم بي‏انصافي نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت و هم بي‏انصافي نسبت به دولت‌هاي گذشته و دوران سي ساله.

*  تيره كردن كارنامه ها-از يك طرف صريح‌ترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانوني كشور شد. حتي از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنراني‏ها را براي من مي‏آوردند و من مي‌ديدم يا گاهي مي‏شنيدم؛ تهمت‌هايي زدند، حرفهايي گفتند؛ به كي؟ به كسي كه رئيس جمهور قانوني كشور است، متكي به آراء مردم است. نسبتهاي خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئي متهم كردند! ...

*    كمرنگ شدن كارنامه سي ساله نظام و رسانه‌اي كردن ادعاهاي ثابت نشده

آن طرف هم همين‌طور شبيه همين كارها به نحو ديگري انجام گرفت. كارنامة درخشان سي سالة انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضي از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاي اين نظامند؛ اينهاكساني هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند.... هر كس هر ادعائي دارد، بايستي در مجاري قانوني خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمي‌شود اينها را رسانه‏اي كرد. اگر چيزي اثبات بشود، فرقي بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نمي‌شود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتي اين‌جور حرفها مطرح مي‌شود، تلقي‏هاي نادرست در جامعه به وجود مي‏آيد، جوان‌ها چيز ديگري خيال مي‌كنند، چيز ديگري مي‌فهمند... آقاي هاشمي را همه مي‌شناسند. آقای هاشمی در دوران مبارزات از اصلی‌ترین افراد نهضت بود ... بعد از انقلاب هم از مؤثرترین شخصیتهای همراه امام بوده و تا امروز در كنار رهبرى است. بارها تا مرز شهادت پیش رفته است، قبل از انقلاب، اموال خود را صرف مبارزه می‌کرد و در سی سال اخیر هم با به عهده گرفتن مسئولیت های فراوان، در حساس ترین مقاطع در خدمت انقلاب و نظام بوده و هرگز از انقلاب برای خودش، مالی نیاندوخته اس رقابت آزاد بين سليقه‌هاي درون نظام- اين رقابتها كاملاً رقابتهاي آزاد، جدي و شفاف بين نامزدهاي مختلف بود؛ همه ديدند. ... اين رقابت ميان افراد و جريان‌هاي متعلق به نظام اسلامي است. اينكه دشمنان سعي مي‌كنند در رسانه‏هاي گوناگون - كه غالباً هم مال صهيونيستهاي خبيث و رذل است – اين‌جور وانمود كنند كه بين طرفداران نظام و مخالفان آن دعواست. نه خير، اين جوري نبود؛ آنها غلط مي‌كنند اين حرف را مي‌زنند؛ اين واقعيت ندارد.اين چهار نفري كه وارد عرصة اين انتخابات جدي شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بوده و هستند       

پرهيز از افراطي‌گري- كساني كه به يك نحوي يك نوع مرجعيتي در افكار مردم دارند؛ از سياسيون و رؤساي احزاب و كارگردانان جريانات سياسي و عده‏اي هم از اينها حرف‏شنوي دارند، اينها خيلي بايد مراقب رفتار و گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمي افراطي‏گري كنند دامنة اين افراطي‏گري در بدنة مردم به جاهاي بسيار حساس و خطرناكي خواهد رسيد كه گاهي خود آنها ديگر نمي‌توانند آن را جمع كنند كه ما نمونه‏هايش را ديده‏ايم....اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند يا براي اصلاح ابرو، چشم را كور كنند چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهايند.

توجه به اخلاق: به اخلاق خودمان هم برسيم؛ به اخلاق خودمان هم برسيم. اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اينكه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاه‏هاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبه‏روز هم بيشتر و گسترده‏تر و پيچيده‏تر ميشود - روشى را در پيش گرفته‏اند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند. هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاى اشاعه‏ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات. همين جا من اين را هم بگويم: اينكه در دادگاه‏ها - كه در تلويزيون هم پخش ميشد - از قول يك متهمى چيزى راجع به يك كس ديگرى گفته ميشود، من اين را بگويم كه اين، شرعاً حجيت ندارد. بله، متهم هرچه درباره‏ى خود در دادگاه بگويد، اين حجت است. اينكه بگويند در دادگاه درباره‏ى خودش اگر اعترافى كرد، حجت نيست، اين حرف مهملى است، حرف بى‏ارزشى است؛ نه، هر اقرارى، هر اعترافى، شرعاً، عرفاً و در نزد عقلا در يك دادگاه در مقابل دوربين، در مقابل بينندگان ميليونى كه متهم عليه خود بكند، اين اعتراف مسموع است، مقبول است، نافذ است؛ اما عليه ديگرى بخواهد اعترافى كند، نه، مسموع نيست. فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم ميفرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛(2) وقتى ميشنويد كه يكى را متهم ميكنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟

شايعه‌سازى و شايعه‌پراكنى درست نيست. انسان مى‌بيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعه‌سازى ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوه‌ى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعه‌پراكنى كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعه‌پراكنى كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند.

منافق و ضدولايت فقيه- مراقب باشيد، مواظب باشيد، نميشود هر كسى را بمجرد يك خطائى يا اشتباهى گفت منافق؛ نميشود هر كسى را بمجرد اينكه يك كلمه حرفى برخلاف آنچه كه من و شما فكر ميكنيم، زد، بگوئيم آقا اين ضد ولايت فقيه است. در تشخيصها خيلى بايد مراقبت كنيد. من تأكيدم به شما جوانان عزيز، فرزندان عزيز خود من، جوانان پرشور اين كشور در سرتاسر ميهن عزيز، همين است. انگيزه‌ها با شدت، با قوّت، با ايمان كامل، با اميد كامل به آينده حفظ بشود؛ اما در تشخيصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بى‌دقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد.         

توجه به جذب حداكثري- بناى نظام در اينجا، جذب حداكثرى و دفع حداقلى است. اين، روش نظام است؛ اين را همه توجه بكنند. آن كسانى هم كه نظر مخالف دارند، نظرات مخالف با نظرات رسمى دارند، در اين چهارچوب ميتوانند خودشان را مقايسه كنند. اگر كسى با مبانى نظام معارضه كند، با امنيت مردم مخالفت كند، نظام مجبور است در مقابل او بايستد.

بصيرت -شما ببينيد در يك چنين وضعيتى چه چيزى بيش از همه براى انسان مهم است؟ بصيرت. بنده بارها بر روى بصيرت تكيه ميكنم، به خاطر همين. مردم بدانند چه اتفاقى دارد مى‌افتد؛ ببينند آن دستى را كه دارد صحنه‌گردانى ميكند، صحنه را شلوغ ميكند تا در خلال شلوغى‌هاى مردم، يك عنصر خائنى، يك عنصر دست‌نشانده و دست‌آموزى بيايد كارى را كه آنها ميخواهند، انجام بدهد و نشود او را توى مردم پيدا كرد؛ اين كارى است كه دشمن ميخواهد انجام بدهد. هر اقدامى كه به بصيرت منتهى بشود، بتواند عنصر خائن را، عنصر بدخواه را از آحاد مردم و توده‌ى مردم جدا كند، او را مشخص كند، اين خوب است. هر اقدامى كه فضا را مغشوش كند، مشوش كند، انسانها را نسبت به يكديگر مردد كند، فضاى تهمت‌آلود باشد، مجرم و غير مجرم در آن مخلوط بشوند، اين فضا مضر است، مخالف است.       

 

 

تاريخچه دفتر مشارکتهای مردمی و نهادها:

بسمه تعالی

      پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، مردم نيك انديش كشور بدليل علاقمندي به مشاركت در امور اجتماعي و باتوجه به تنگناها و مشگلات ناشي از كمبود  مدرسه مناسب  كه در  اثر  جمعيت زياد         دانش آموزي و گسترش و فراگيري  نظام تعليم و تربيت در اقصي نقاط كشور و نبود امكانات لازم در مناطق محروم براي تحصيل علم دانش آموزان ،به آموزش و پرورش جهت مساعدت و همكاري مراجعه نمودند. اهداء زمين ، تجهيزات و ساخت مدارس كوچك از جمله اقدامات آنان در آنزمان بود.براي دريافت كمكهاي خيرين و ترويج اين اقدامات ابتدا واحدهايي بنام جهاد مدرسه سازي در استانها و وزارت آموزش و پرورش بوجود آمد .سازمان نوسازي مدارس كشور نيز كه مسئوليت ساخت مدرسه در كشور را بعهده داشت و با بودجه هاي دولتي مدرسه و فضاهاي پرورشي احداث ميكرد براي تامين فضاهاي مورد نياز و كنترل ساخت و ساز مدارس خيرساز ، ساختار تشكيلاتي خود را اصلاح نمود . در زمان رياست آقاي مهندس بنيانيان درسال 69 واحد مشاركتها به مسئوليت آقاي مهندس محمد حسن متنصري را زير نظر معاون مشاركتها و استانها كه مسئوليت آن آقاي مهندس صارمي ايجاد گرديد، سپس اين معاونت بنام معاون برنامه ريزي و مشاركتها تغيير نمود و آقاي نويد ادهم در اين معاونت قرار گرفت ومديريت مشاركتها را ايجاد نمود در سال 74 آقاي مهندس محمدرضا جعفري رسما مدير اين مديريت گرديد و آقاي منتصري معاون ايشان شد. از همكاران آن زمان آقايان مهندس قنادان و تسكين دوست و امامي را ميتوان نامبرد.

      با بوجود آمدن اين مديريت و وجود جهاد مدرسه ساز در وزارت و اقدامات موازي،در زمان رياست آقاي مهندس بوربور ابتدا مشاور وزير و مسئول جهاد مدرسه سازي كه آقاي فرهمند زاد بود به اتفاق همكاران ايشان ( اقايان ميثمي ، شادفر و بصيريان ) در سازمان مستقر شدند و سپس با بازنشسته شدن ايشان اين دو دفتر ادغام شده و بنام دفتر جهاد مشاركتها به فعاليت خود ادامه داد. در استانها نيز با نظر مديركل نوسازي مدارس و آموزش و پرورش استان، فردي براي مسئوليت واحد جهاد مشاركتهاي استان انتخاب و در اداره كل نوسازي مدارس مستقر شد.

     با اصلاح تشكيلات سازمان در سال 1375، اين دفتر براي جذب مشاركت خيرين، بنام دفتر مشاركتهاي مردمي و نهادها در كنار دفتر برنامه ريزي و تامين منابع براي جذب بودجه هاي دولتي زير نظر معاون برنامه ريزي و امورمشاركتها قرار گرفت.از آنزمان تاكنون اين دفتر با فراز ونشيب هايي بكار خود ادامه ميدهد.