با خیرین سفر به یاسوج و شهرکرد
بسمه تعالی
با خيرين سفر به استانهاي كهگيلويه و چهار محال
در روزههايي که هنوز پس از بيست روز از رفتن آقاي مهندس بور بور به وزارت کشورُ سازمان ما رئيسي را به خود نمي بيند. به همراه آقاي شمسايي معاون برنامه ريزي و مشارکتها در ساعت شش صبح با هواپيما جهت يک برنامه دوروزه به شهر ياسوج سفر کرديم.
هواپيما ي ما کوچک و از نوع ملخي و با سرنشيناني حدود ۵۰نفربود پس از حدود يکساعت ونيم پرواز وطي مسافت سرانجام در لابلاي کوهاي سر به فلک کشيده دنا در فرودگاه اين شهر به زمين نشست . در فرودگاه مورد استقبال مديرکل و مسئول مشارکتهاي نوسازي مدارس استان قرار گرفته و به اتفاق آنان به خانه معلم آموزش و پرورش محلي که آقاي کمايي مقدم خير محترم و مسئول مجمع خيرين اين استان و حودد ۳۰ نفر از خيرين همراه در آنجا مسقر شده بودند رفتيم. پس از خوش وبش با خيريني که از دوروز قبل از تهران به اين استان آمده بودند براي برنامه اي در در دبيرستان شبانه روزي دخترانه کمايي مقدم حرکت نموديم.ودر اين مسير از ساختمان مدرسه تازه تاسيس استعدادهاي در خشان که توسط نوسازي احداث شده بود بازديد داشتيم . مدرسه ۳طبقه و داراي تجهيزات مناسب (از جمله وجود دوربين در همه کلاسهاي درس که بگفته مسئولين آنجا ميتوان کل برنامه هاي تدريس معلمان را ضبط و در يک سي دي به دانش آموزان علاقمند داد) بود. خيرين با ديدن اين ساختمان معظم به وجد آمده بودند و مي گفتند در روز گذشته نيز در شهر سي سخت شاهد مدرسه زيبايي (که بدست دولت ساخته شده بود ) بوده اند.سپس عازم مدرسه شبانه روزي طاهره السادات کمايي مقدم شده و در حياط مدرسه از ميني بوس پياده شديم . اين مدرسه حدود14 سال پيش توسط آقاي مهندس کمايي مقدم ساخته شده بود و از آن زمان تاکنون اين خير محترم با مدرسه در ارتباط بود.پس از در آوردن کفش و عبور از پله ها به در روي صندليهاي راهرو که جهت مراسم چيده شده بود مستقر شديم.جمعيتي از دانش آموزان و فرهنگيان را که منتظر گروه بودن مشاهده نموديم.
هنرمندي با وسيله موسيقي خود مي نواخت و دانش آموزان نيز با آن ابراز شادماني ميكردند.
در روي سن نوشته بود" پاسداشت يار مهربان". آقاي کمايي مقدم که در جريان اين برنامه نبود به سالن آمد و با تشويق دانش آموزان مدرسه اش مواجه شد.مجري برنامه که خانمي بنام رضايي زاده بود ودر صدا وسيماي استان فعاليت مي کرد از فارغ اتحصيلان همين مدرسه بود که برنامه ها را با شور و حرارت اجرا مي کرد و خاطرات خود را در اين مدرسه با هيجان و احساس بيان مي کرد
.گروه سرود دانش آموزان مدرسه با اينکه از دو روز قبل جهت مراسم آماده شده بودن سرود زيبايي را در وصف خير با هماهنگي بسيار مناسب اجرا کردند.آقاي شمسايي - مدير مدرسه و چند دانش آموز و خانم لواساني كه از تهران آمده بود ، مطالب خود را بيان نمودند و آقاي کمايي مقدم نيز ضمن پاسخ به ابراز احساسات دانش آموزان و اظهار خوشحالي از پيشرفت مدرسه نسبت به سالهاي ابتداي تاسيس، خواستار ايجاد انجمن فارغ التحصيلان مدرسه و دنبال کردن فعاليتهاي حمايتي از مدرسه شدند.
در انتهاي مراسم به تعدادي از قبولشدگان اين مدرسه در دانشگاهها هدايايي داده شد. آقاي تقي زاده کارشناس مسئول مشارکتها که مدتي است از صدا و سيما به نوسازي آمده اندبا همكاري مهندس بيدارپورمديركل استان برنامه ريزي خوبي انجام داده بود و ازبا آشنايي كه با صدا وسيما داشت برنامه ها را ضبط و پخش ميكردند.. بعداز ظهر همانروز به اتفاق گروه به روستاي نصير آباد در حدود 15 كيلومتري ياسوج رفته و مدرسه شش کلاسه اي را که خير محترم آقاي برهنه پوشان احداث کرده و به نام همسرشان نامگذاري كرده بودند طي مراسم باشکوهي افتتاح نموديم..
دهيار اين روستا آقاي کاظمي كه فرد فعالي بنظر مي رسيد اجراي برنامه ها را بعهده داشت . يکي از همراهان کاروان آقاي خطيبي هم در برنامه صبح وهم در اينجا اشعاري را با صداي خوب قرائت کرد که حال و هواي خوبي به جلسه داد.معاون سياسي استانداري نيز در جلسه حضور داشت و طي سخنراني خود از اهالي خوب اين روستا را كه در بخشهاي مختلف همكاري دارند را بعنوان نمونه معرفي كرد. آقاي بيدارپور نيز گزارشي از وضعيت فضاهاي آموزش استان دادو سرود ي نيز توسط دانش آموزان دختر اين دبيرستان كه لباسهاي رنك وارنگي پوشيده بودند خوانده شد
پس از اين مراسم از گروه خيرين خداحافظي كرده و به اتفاق آقاي شمسايي با يك پژوه بهمراه راننده بسمت شهركرد حركت كرديم . هوا تاريك شده بود و راننده نيز با احتياط ماشين را از پيچ و خم ، پستي و بلندي جاده عبور كرده و پس از مدت زمان طولاني به بروجن رسيده و از آنجا به سمت شهركرد بحركت در آمديم.راهي را كه فكر مي كرديم 5/2ساعت در راه خواهيم بود بيش از 4 ساعت طي كرديم ودر ورودي شهر با آقاي مهندس علياري و كريمي ملاقات كرده و پس از صرف شام به خانع معلم شهر كرد كه در انتهاي شهر واقع شده بود و جاي مناسبي بود رفته و به استراحت پرداختيم.
صبح آنروز آقاي حافظي و نجفي همكارمان به اتفاق خانواده آقاي شكوهي فرزند مرحوم كوهي و آقاي سليماني فر وصي آنمرحوم براي افتتاح دبيرستان احداثي به شهركرد آمدند.يادم آمد كه حدود يكسال قبل كه با اين پيرمرد 106ساله با صفا و مهربان آشنا شديم و به اتفاق براي عقد قرارداد به اين شهر آمديم ابتدا ايشان قصد داشت با مبلغي حدود 200ميليون تومان كه از بابت همسر مرحومش بود يك مدرسه پنج كلاسه بسازد ولي وقتي آقاي مهندس علياري نياز آنجا را به 10 كلاسه اعلام كرد و گفت مابقي را دولت مشاركت خواهد كرد جناب سليماني او را تشويق نمود كه اينكار را خودت تمام كن و انشاله پول از بابت فروش كارخانه خواهد رسيدو ايشان هم قبول كرد و كلنگ مدرسه توسط ايشان به زمين زده شد آن روز .روز خوبي بود پيرمرد در مقابل خواند سرود دانش آموزان دختر ان كوچك اشگ مي ريخت و احساس خاصي داشت شايد مي دانست كه در افتتاح اين مدرسه نخواهد بود او در حاليكه سرطان حنجره داشت و نمي توانست تكلم كند مطالب خود را بدون صدا مطرح مي كرد و فرزند ايشان آقا محمدعلي لبخاني نموده ونظرات ايشان را بيان مي كرد. ساختمان مدرسه بنحو مطلوبي ساخته شده بود و بعنوان دبيرستان شاهد به نام زيباي فاطمه زهرا مزين شده بود. در بدو ورود به مدرسه پنج گوسفند باتوجه به نيت خير قرباني شد و دانش آموزان دختر در صفهايي به مدعوين خير مقدم گفته و از آنان استقبال نمودند.مراسم خوبي باحضور دانش آموزان مدرسه و فرماندار و بعضي مسئولين برگزارشد . گروه سرود فاطمه زهرا كه متشكل از دانش آموزان پسر و دختر بودند سرودهاي زيبايي را اجرا كردن آقايان حافظي ، شمسايي و علياري سخنراني كردند و فيلمي از حضور مرحوم كوهي در استان براي كلنگ زني و روند ساخت مدرسه بنمايش در آمد و آقاي شكوهي فرزند خير نيز پس از اداي احترام با بوسيدن تصوير پدر و ابراز احساسات نسبت به ايشان در سخناني دانش آموزان را به حفظ قران و تحصيل علم با جوايزي كه براي 10نفر به عمره و دادن سكه به دانش آموزان برتر بود تشويق نمود و تعهد نامه اي را در اين رابطه امضاء نمود و درادامه به كساني كه در ساخت مدرسه كمك نموده بودن با اهداء هداياي از آنان در اين مراسم تجليل نمود.
همچنين برنامه ختم قران براي خير محترم و همسرش انجام گرفت
.شب هنگام پس از آمدن به همراه خيرين با ميني بوس به شهر اصفهان با هواپيما به تهران بازگشتيم . 24/7/87