با خیرین سفر به یاسوج و شهرکرد

بسمه تعالی

با خيرين سفر به استانهاي كهگيلويه و چهار محال

در روزههايي که هنوز پس از بيست روز از رفتن آقاي مهندس بور بور به وزارت کشورُ  سازمان ما رئيسي را به خود نمي بيند. به همراه آقاي شمسايي معاون برنامه ريزي و مشارکتها  در ساعت شش صبح با هواپيما  جهت يک برنامه دوروزه به شهر ياسوج سفر کرديم.

 هواپيما ي ما کوچک و از نوع ملخي  و با سرنشيناني حدود ۵۰نفربود پس از حدود يکساعت ونيم پرواز    وطي مسافت سرانجام در لابلاي کوهاي سر به فلک کشيده دنا در فرودگاه اين شهر به زمين نشست . در فرودگاه مورد استقبال مديرکل و مسئول مشارکتهاي نوسازي مدارس استان قرار گرفته و به اتفاق آنان به خانه معلم آموزش و پرورش محلي که آقاي کمايي مقدم   خير محترم و مسئول مجمع خيرين اين استان و حودد ۳۰ نفر از خيرين همراه  در آنجا مسقر شده بودند رفتيم. پس از خوش وبش با خيريني که از دوروز قبل  از تهران به اين استان  آمده بودند براي برنامه اي در در دبيرستان شبانه روزي دخترانه کمايي مقدم  حرکت نموديم.ودر اين مسير از ساختمان مدرسه تازه تاسيس استعدادهاي در خشان که توسط نوسازي احداث شده بود بازديد داشتيم . مدرسه ۳طبقه و داراي تجهيزات مناسب (از جمله وجود دوربين در همه کلاسهاي درس که بگفته مسئولين آنجا ميتوان کل برنامه هاي تدريس معلمان  را ضبط و در يک سي دي به دانش آموزان علاقمند داد) بود. خيرين با ديدن اين ساختمان معظم به وجد آمده بودند و مي گفتند در روز گذشته نيز در شهر سي سخت شاهد مدرسه زيبايي (که بدست دولت ساخته شده بود ) بوده اند.سپس عازم  مدرسه   شبانه روزي طاهره السادات کمايي مقدم شده و در حياط مدرسه از ميني بوس پياده شديم . اين مدرسه حدود14 سال پيش توسط آقاي مهندس کمايي مقدم ساخته شده بود و از آن زمان تاکنون اين خير محترم با مدرسه در ارتباط بود.پس از در آوردن کفش و عبور از پله ها به در روي صندليهاي راهرو که جهت مراسم چيده شده بود مستقر شديم.جمعيتي از دانش آموزان و فرهنگيان را که منتظر گروه بودن مشاهده نموديم.

 هنرمندي با وسيله موسيقي  خود مي نواخت و دانش آموزان نيز با آن ابراز شادماني ميكردند.

 در روي سن نوشته بود" پاسداشت يار مهربان". آقاي کمايي مقدم که در جريان اين برنامه نبود به سالن آمد و با تشويق دانش آموزان مدرسه اش مواجه شد.مجري برنامه که خانمي بنام رضايي زاده بود  ودر صدا وسيماي استان فعاليت مي کرد از فارغ اتحصيلان همين مدرسه بود که برنامه ها را با شور و حرارت اجرا مي کرد و خاطرات خود را در اين مدرسه با هيجان و احساس بيان مي کرد

.گروه سرود دانش آموزان مدرسه با اينکه  از دو روز قبل جهت مراسم  آماده شده بودن سرود زيبايي را در وصف خير با هماهنگي بسيار مناسب اجرا کردند.آقاي شمسايي - مدير مدرسه و چند دانش آموز و خانم لواساني كه از تهران آمده بود ، مطالب خود را بيان نمودند و آقاي کمايي مقدم نيز ضمن پاسخ به ابراز احساسات دانش آموزان و اظهار خوشحالي از پيشرفت مدرسه نسبت به سالهاي ابتداي تاسيس، خواستار ايجاد انجمن فارغ التحصيلان مدرسه و دنبال کردن فعاليتهاي حمايتي از مدرسه  شدند.

در انتهاي مراسم  به تعدادي از قبولشدگان اين مدرسه در دانشگاهها هدايايي داده شد. آقاي تقي زاده کارشناس مسئول مشارکتها که مدتي است از صدا و سيما به نوسازي آمده اندبا همكاري مهندس بيدارپورمديركل استان برنامه ريزي خوبي انجام داده بود و ازبا آشنايي كه با صدا وسيما داشت  برنامه ها را ضبط و پخش ميكردند.. بعداز ظهر همانروز به اتفاق گروه به روستاي نصير آباد در حدود 15 كيلومتري ياسوج رفته و مدرسه شش کلاسه اي را که  خير محترم آقاي برهنه پوشان احداث کرده و به نام همسرشان نامگذاري كرده بودند  طي مراسم باشکوهي افتتاح نموديم..

     دهيار اين روستا آقاي کاظمي كه فرد فعالي بنظر مي رسيد اجراي برنامه ها را بعهده داشت . يکي از همراهان کاروان آقاي خطيبي هم  در برنامه صبح وهم در اينجا  اشعاري را با صداي خوب قرائت کرد که حال و هواي خوبي به جلسه داد.معاون سياسي استانداري نيز در جلسه حضور داشت  و طي  سخنراني خود از اهالي خوب  اين روستا را كه در بخشهاي مختلف همكاري دارند را بعنوان نمونه معرفي كرد. آقاي بيدارپور نيز گزارشي از وضعيت  فضاهاي آموزش استان دادو سرود ي نيز توسط دانش آموزان دختر اين دبيرستان كه لباسهاي رنك وارنگي پوشيده بودند خوانده شد

پس از اين مراسم از گروه خيرين خداحافظي كرده و به اتفاق آقاي شمسايي با يك پژوه بهمراه راننده بسمت شهركرد حركت كرديم . هوا تاريك شده بود و راننده نيز با احتياط ماشين را از پيچ و خم ، پستي و بلندي جاده عبور كرده و پس از مدت زمان طولاني به بروجن رسيده و از آنجا به سمت شهركرد بحركت در آمديم.راهي را كه فكر مي كرديم 5/2ساعت در راه خواهيم بود بيش از 4 ساعت طي كرديم ودر  ورودي شهر با آقاي مهندس علياري و كريمي ملاقات كرده و پس از صرف شام به خانع معلم شهر كرد كه در انتهاي شهر واقع شده بود و جاي مناسبي بود رفته و به استراحت پرداختيم.

صبح آنروز آقاي حافظي و نجفي همكارمان به اتفاق خانواده آقاي شكوهي فرزند مرحوم كوهي و آقاي سليماني فر وصي آنمرحوم براي افتتاح دبيرستان احداثي به شهركرد آمدند.يادم آمد كه حدود يكسال قبل كه با اين پيرمرد 106ساله با صفا و مهربان آشنا شديم و به اتفاق براي عقد قرارداد به اين شهر آمديم ابتدا ايشان قصد داشت با مبلغي حدود 200ميليون تومان كه از بابت همسر مرحومش بود  يك مدرسه پنج كلاسه بسازد ولي وقتي آقاي مهندس علياري نياز آنجا را به 10 كلاسه اعلام كرد و گفت مابقي را دولت مشاركت خواهد كرد  جناب سليماني او  را تشويق نمود كه اينكار را خودت تمام كن و انشاله پول از بابت فروش كارخانه خواهد رسيدو ايشان هم قبول كرد و كلنگ مدرسه توسط ايشان به زمين زده شد آن روز .روز خوبي بود پيرمرد  در مقابل خواند سرود دانش آموزان دختر ان كوچك اشگ مي ريخت و احساس خاصي داشت شايد مي دانست كه در افتتاح اين مدرسه نخواهد بود او در حاليكه سرطان حنجره داشت و نمي توانست تكلم كند مطالب خود  را بدون صدا مطرح مي كرد و فرزند ايشان آقا محمدعلي لبخاني نموده ونظرات ايشان را بيان مي كرد. ساختمان مدرسه بنحو مطلوبي ساخته شده بود و بعنوان دبيرستان شاهد به نام زيباي فاطمه زهرا مزين شده بود. در بدو ورود به مدرسه پنج گوسفند باتوجه به نيت خير قرباني شد و دانش آموزان دختر در صفهايي به مدعوين خير مقدم گفته و از آنان استقبال نمودند.مراسم خوبي باحضور دانش آموزان مدرسه و فرماندار و بعضي مسئولين  برگزارشد . گروه سرود فاطمه زهرا كه متشكل از  دانش آموزان پسر و دختر بودند سرودهاي زيبايي را اجرا كردن آقايان حافظي ، شمسايي و علياري سخنراني كردند و  فيلمي از  حضور مرحوم كوهي در استان براي كلنگ زني  و روند ساخت مدرسه بنمايش در آمد و آقاي شكوهي فرزند خير نيز پس از اداي احترام با بوسيدن تصوير پدر و ابراز احساسات نسبت به ايشان در سخناني دانش آموزان را به حفظ قران و تحصيل علم با جوايزي كه براي 10نفر به عمره و دادن سكه به دانش آموزان برتر بود تشويق نمود و تعهد نامه اي را در اين رابطه امضاء نمود و درادامه به كساني  كه در ساخت مدرسه كمك نموده بودن با اهداء هداياي از آنان در اين مراسم  تجليل نمود.

همچنين برنامه ختم قران براي خير محترم و همسرش انجام گرفت

.شب هنگام پس از آمدن به همراه خيرين با ميني بوس به شهر اصفهان  با هواپيما به تهران بازگشتيم .                                                                 24/7/87

 

 

 

 

 

 

 

زیربنای زندگی

 

 چند روز قبل  به اتفاق بعضی از دوستان ُدر اتاق آقای حسینی المدنی روحانی وارسته فرهنگی بوده و پس از نوشیدن چای مخصوص سبز( که همواره در فلاکس ایشان بوده و هرکس به اتاق ایشان میرود از آن استفاده می کند ). ایشان  در ضمن بیان مطالب مفید خود ُحدیثی را قرائت کردند که برایم بسیار جالب بود وپس از کمی تامل دریافتم که اگر کسی به آن عمل کند خیر دنیا و آخرت نصیب او خواهد شد لذا به ذکر آن می پردازم:

حدیث شریف زیر بنای زندگی

قيل للصادق عليه السلام :

علي ماذا بنيت امرك ؟

قال علي اربعة اشياء ؛

علمت أن عملي لا يعمله غيري فاجتهدت

و علمت أن الله عز و جل مطلع علي فاستحييت

و علمت أن رزقي لا يأكله غيري فاطمأننت

و علمت أن آخر أمري الموت فاستعددت

به حضرت صادق علیه السلام عرض شد :

زیر بنا واصول راه ورسم زندگی شما چیست ؟

حضرت فرمودند : موفقیتهای من بر چهار پایه استوار است :

اول اینکه : دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس در انجام کارهای خود کوشیدم

دوم اینکه : یقین داشتم که خداوند بر امور من آگاه است پس در محضرش حیا کردم

سوم اینکه : دانستم که آنچه روزی من باشد دیگری را در آن راهی نیست پس نسبت به روزی ام اطمینان خاطر پیدا نمودم

چهارم اینکه : باور داشتم که آخر کار خواهم مرد پس خودم را برای آن مهیا ساختم .

بحارالأنوار     75 / 228 باب 23

پيغام گير

 

پیغام گیر حافظ

  رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور       تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور

بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام             زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور

     پیغام گیر سعدی

از آوای دل انگیز تو مستم           نباشم خانه و شرمنده هستم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ      فلک را گر فرصتی دادی به دستم

 پیغام گیر فردوسی

نمی باشم امروز اندر سرای                  که رسم ادب را بیارم به جای

به پیغامت ای دوست گویم جواب          چو فردا بر آید بلند آفتاب

 پیغام گیر خیام 

  این چرخ فلک عمر مرا داد به باد           ممنون توام که کرده ای از من یاد

رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش          آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد 

      پیغام گیر منوچهری

 از شرم به رنگ باده باشد رویم            در خانه نباشم که سلامی گویم

بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت               زان پیش که همچو برف گردد رویم

  پیغام گیر مولانا

  بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم    شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم

برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود      فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم 

     پیغام گیر بابا طاهر

    تلیفون کرده ای جانم فدایت      الهی مو به قوربون صدایت

چو از صحرا بیایم نازنینم           فرستم پاسخی از دل برایت 

  پیغام گیر نیما

  چون صداهایی که می آید       شباهنگام از جنگل        از شغالی دور     گر شنیدی بوق    بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم     در فضایی عاری از تزویر     ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه       پاسخی گیرد ز من از دره های یوش

 پیغام گیر شاملو

بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت     سنگواره ای از دستان آدمیت     آتشی و چرخی که آفرید       تا کلید واژه ای از دور شنوا

در آن با من سخن بگو               که با همان جوابی گویم        تآنگاه که توانستن سرودی است

  پیغام گیر سایه

ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان       دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان

گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد         به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان

    پیغام گیر فروغ

نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم        با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم

و آستانه پر از عشق می شود      و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند      سلامی دوباره خواهم داد

 

عید فطر مبارک باد

" الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " .

روزها و شبهای ماه رمضان را پشت سر گذاشتیم و ناگاه بخود آمدیم که در آستانه عید فطر قرار        گرفته ایم.از طرفی خوشحالیم که توفیق حضور در این ضیافت الهی را داشته و به اندازه درک ناچیز خود از این سفره متنعم شدیم و ازطرفی ناراحتیم که چرا این روزها و شبهای با برکت را از دست می دهیم . بزرگان دین به این روزهای پایانی که می رسیدند غم همه وجود آنها را می گرفت و به سختی با این ماه خدا حافظی می کردند. خلاصه بقول حافظ:

           عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت                    صد شكر بر این، صد حیف از آن

واينك به رمضان مي گوييم كه: 

بدرود بر تو ای همدمی كه وقتی آمدی، آرامش برای دل ‏ها آوردی و شادمانمان كردی وچون سپری شدی ما را در وحشت تنهایی گذاشتی و درد فراق افزودی.

خدایا] پوزش ما را بپذیر كه در این ماه در در ادای حق تو كوتاهی كردیم و عمر ما را به ماه رمضان آینده برسان ...  

خدایا، اكنون كه این ماه به پایان رسید و جامه‏ ی زمان را به دور افكند، تو نیز جامه ‏ی گناهان ما را درآور و به دو بیفكن و با رفتن این ماه، بدی‏های ما رانیز ببر و ما را به سبب آن از نیك‏بخت‏ترین روزه‏ داران و پرنصیب‏ترین و بهرمندترین‏ آنان قرار ده.

خدایا اگر كسی از روزه ‏داران، چنان كه باید، حق این ماه و حرمتش را پاس داشته و به احكام آن عمل كرده و از گناهان دوری ورزیده است یا به وسیله‏ای به تو تقرب جسته كه خشنودی و رحمتت را برای او در پی داشته است، همانند آنچه به او می‏بخشی از خوان بی‏نیازی ‏ات به ما نیز ببخش و چندین برابر آن را از فضل خود به ما ارزانی كن كه فضل تو كاستی نمی‏گیرد و گنجینه‏ های تو نقصان نمی‏پذیرد ...

خدایا، ما در این روز فطر كه آن را برای مومنان روز عید و شادی و برای دینداران هنگامه ‏ی اجتماع و همكاری قرار دادی، از هر گناهی كه مرتكب شده‏ایم، از هر زشتی كه پیش از این كرده‏ایم و از هر اندیشه‏ ی بد كه در دل خود نهان داشتیم، دست برمی‏داریم و به سوی تو می‏آییم؛ همچون كسی كه دیگر خیال بازگشت به گناه را ندارد و دیگر مرتكب هیچ گناهی نخواهد شد؛ خالصانه و بدون ذره‏ ای شك و تردید. پس بر بازگشت ما آغوش گوشای و از ما خشنود باش و ما را بر ترك گناه استوار بدار! » 

  و در رابطه با عيد فطر عارف وارسته ملکی تبریزی  آورده است: ‌«عید فطر روزی است که خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و برخوان کرم او بنشینند و ادب بندگی بجای آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهای خویش پوزش خواهند، نیازهای خویش به نزد او آرند و آرزوهای خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده است که هر نیازی به او آرند، برآورد و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانی و بنده‌نوازی، بخشایش و کارسازی در حق آنان روا دارد که گمان نیز نمی‌برند.»
امیرالمومنان علی علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر می‌نگرد و با اشاره به روز عید می‌فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصی‌ الله فهو عید؛ این عید کسی است که خدا روزه‌اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است.»

در خاتمه مطالبم را به شعری از علیرضا قروه می آرایم که:

 دلم تنگ است و دلتنگ اند دلتنگان و دل ریشان
شب قدر است، لبخندی بزن، مولای درویشان!

اگر همسو نمی‌گردند با فریادهای تو
نمی‌گریند دل ریشان، نمی‌چرخند درویشان

هنوز آن سوی دنیا قدر خوبی را نمی‌فهمند
فراوان‌اند بدخواهان و بسیارند بدکیشان

رها از خود شدم آن قدر این شب‌ها که پنداری
نه با بیگانگانم نسبتی باشد نه با خویشان

به مرگ زندگی!... من مرگ را هم زندگی کردم
جدا از زندگانی کردن این مرگ‌اندیشان

شب قدر است لبخندی بزن تا عید فطر من
تبسم عیدی من باد، بادا عیدی ایشان

 والسلام

قسمت اول - مدیریت اسلامی - در سهایی از امام علی (ع)

با نام خدا ی علی

با نزدیک شدن به ایام ضربت خوردن و شهادت مولای موحدین  امیر المومنین حضرت علی (ع) مناسب دانستم ُ کتاب عظیم نهج البلاغه را برداشته و نگاهی  کوتاه با توجه به درک پایین خود به آن داشته و به اندازه وسع خود از آن توشه ای برچینیم . لذا با توجه به اینکه سالها قبل آشنایی اندک خود  با  نامه ۵۳(که خطاب به مالک اشتر بوده و در آن دستورات آن امام همام در باره مدیریت اسلامی می باشد) تصمیم گرفتم بعضی فرازهای آنرا در چند قسمت در اینجا بیاورم. بامید بهر ه برداری از آن: 

                                          مديريت اسلامي

                              (درسهايي از امام علي (ع)-نامه 53)       --۱

داشتن تقوا:

[ نخست ]  او را به تقوا و ترس از خداوند ايثار و فداکاری در راه اطاعتش و متابعت از آنچه در کتاب خدا قرآن به آن امر شده است فرمان مي دهد.

به متابعت او امری که در کتاب الله آمده فرائض و واجبات و سنتها همان دستوراتی که هيچکس جز با متابعت آنها روی سعادت نمي بيند و جز با انکار و ضايع ساختن آنها در شقاوت و بدبختی واقع نمي شود .

 به او فرمان مي دهد که [ آئين ] خدا را با قلب دست و زبان ياریکند . چرا که خداوند متکفل ياری کسی شده که او را ياری نمايد و عزت کسيکه او را عزيز دارد .

مبارزه با نفس اماره:

- زمام هوا و هوس را در دست گير .  نيز او فرمان مي دهد که خواسته های نابجای خود را در هم بشکند . و به هنگام وسوسه های نفس خويشتن داری را پيش گيرد . زيرا که نفس اماره همواره انسان را به بدی وادار مي کند مگر آنکه رحمت الهی شامل حال او شود .

- بايد محبوبترين ذخيره در پيش تو عمل صالح باشد.

 [14] و آنچه برايت حلال نيست نسبت به خود بخل روا دار زيرا بخل نسبت به خويشتن اين است که راه انصاف را در آنچه محبوب و مکروه تو است پيش گيری

دوري از خودپسندي:

آنگاه که در اثر موقعيت و قدرتی که در اختيار داری کبر و عجب و خودپسندیدر تو پديد آيد . به عظمت قدرت و ملک خداوند که مافوق تو است نظر افکن که اين تو را از آن سرکشی پائين مي آورد. و آن شدت و تندی را از تو بازمي دارد  و آنچه از دستت رفته است يعنی نيروی عقل و انديشه ات که تحت تاثير اين خودپسندی واقع شده به تو بازمي گردد .

از همتائی در علو و بزرگی با خداوند برحذر باش و از تشبه به او در جبروتش خود را برکنار دار چرا که خداوند هر جباری را ذليل و هر فرد خودپسند و متکبری را خوار خواهد ساخت .

  عدم مشورت با بد اخلاقان:

       به تصديق سخن چينان تعجيل مکن زيرا آنان گر چه در لباس ناصحين جلوه گر شوند خيانت مي کنند

        بخيل را در مشورت خود دخالت مده زيرا که تو را از احسان منصرف و از تهي دستی و فقر ميترساند

و نيز با افراد ترسو مشورت مکن زيرا در کارها روحيه ات را تضعيف مي نمايند .

همچنين حريص را به مشاورت مگير که حرص را با ستمگری در نظرت زينت مي دهد .

همه آنچه درباره اين افراد گفتم ] به خاطر اين است که بخل و ترس و حرص و غرائز و تمايلات متعددی هستند که جامع آنها سوءظن به خدای بزرگ است .

انتخاب مناسب خواص و همكاران:

بدترين وزراء کسانی هستند که وزير زمامداران بد و اشرار پيش از تو بوده اند کسیکه با آن گناهکاران در کارها شرکت داشته نبايد جزو صاحبان سر تو باشد  آنها همکاران گناهکاران و برادران ستمکارنند

در حاليکه تو بهترين جانشين را از ميان مردم به جای آنها خواهی يافت : از کسانیکه از نظر فکر و نفوذ اجتماعی کمتر از آنها نيستند  و در مقابل بار گناهان آنها را بر دوش ندارند

از کسانی هستند که با ستمگران در ستم شاهی همکاری نکرده و در گناه شريک آنان نبوده اند . اين افراد هزينه شان بر تو سبکتر همکاريشان با تو بهتر محبتشان با تو بيشتر و انس و الفتشان با بيگانگان کمتر است . بنابراين آنها را از خواص و دوستان خود و راز داران خويش قرارده سپس [ از ميان اينان ] افرادی را که در گفتن حق از همه صريحتر

و در مساعدت و همراهی نسبت به آنچه خداوند برای اوليايش دوست نمي دارد به تو کمتر کمک مي کند مقدم دار خواه موافق ميل تو باشند يا نه

به اهل ورع و صدق و راستی بپيوند و آنان را طوری تربيت کن که ستايش بي حد از تو نکنند و تو را نسبت به اعمال نادرستی که انجام نداده ای تمجيد ننمايد .

زيرا مدح و ستايش بيش از حد عجب و خودپسندی به بار مي آورد و انسان را به کبر و غرور نزديک مي سازد .

توجه به مردم و محبت به آنان:

قلب خويش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف کن

و همچون حيوان درنده ای نسبت به آنان مباش که خوردن آنان را غنيمت شماری زيرا آنها دو گروه بيش نيستند : يا برادران دينی تواند و يا انسانهائی همچون تو . گاه از آنها لغزش و خطا سرمي زند  ناراحتيهائی به آنان عارض مي گردد به دست آنان عمدا يا بطور اشتباه کارهائی انجام مي شود در اين موارد ] از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنها عطا کن که دوست داری خداوند از عفوش به تو عنايت کند . زيرا تو مافوق آنها و پيشوايت مافوق تو و خداوند مافوق کسی است که تو را زمامدار قرار داده است  امور آنان را به تو واگذار کرده و به وسيله آنها تو را آزمايش نموده است . هرگز خود را در مقام نبرد با خدا قرار مده  چرا که تو تاب کيفر او را نداری. و از عفو و رحمت او بي نياز نيستی

هرگز از عفو و بخششی که نموده ای پشيمان مباش . و هيچگاه از کيفری که نموده ایبه خود مبال

محبوبترين کارها نزد تو اموری باشند که در حق با عدالت موافق تر و با رضايت توده مردم هماهنگ تر است .

چرا که خشم توده مردم خشنودی خواص را بي اثر مي سازد اما ناخشنودی خاصان با رضايت عموم جبران پذير است .    [ اين را نيز بدان که ] احدی از رعايا از نظر هزينه زندگی در حالت صلح و آسايش بر والی سنگين تر  و به هنگام بروز مشکلات در اعانت و همکاری کمتر و در اجرای انصاف ناراحت تر و به هنگام درخواست و سؤال پراصرارتر و پس از عطا و بخشش کم سپاس تر و به هنگام منع خواسته ها دير عذرپذيرتر] و در ساعات روياروئی با مشکلات کم استقامت تر از گروه خواص نخواهند بود  ولی پايه دين و جمعيت مسلمانان و ذخيره دفاع از دشمنان تنها توده ملت هستند] بنابراين بايد گوشت به آنها و ميلت با آنان باشد

 بايد آنها که نسبت به رعيت عيبجوترند از تو دورتر باشند [زيرا مردم عيوبی دارند که والی در ستر و پوشاندن آن عيوب از همه سزاوارتر است . در صدد مباش که عيب پنهانی آنها را به دست آوری بلکه وظيفه تو آن است که آنچه برايت ظاهر گشته اصلاح کنی. و آنچه از تو مخفی است خدا درباره آن حکم مي کند بنابراين تا آنجا که توانائی داری عيوب مردم را پنهان ساز تا خداوند عيوبی را که دوست داری برای مردم فاش نشود مستور دارد

[ با برخورد خوب ] عقده آنها را که کينه دارند بگشا و اسباب دشمنی و عداوت را قطع کن و از آنچه برايت روشن نيست تغافل نما 000

دور از ظلم و ستم به مردم:

نسبت به خداوند و نسبت به مردم از جانب خود و از جانب افراد خاص خاندانت و از جانب رعايائی که به آنها علاقمندی انصاف به خرج ده  که اگر چنين نکنی ستم نموده ای و کسیکه به بندگان خدا ستم کند خداوند پيش از بندگانش دشمن او خواهد بود و کسیکه خداوند دشمن او باشد دليلش را باطل مي سازد  و با او به جنگ مي پردازد تا دست از ظلم بردارد يا توبه کند

 و بدان ] هيچ چيزی در تغيير نعمتهای خدا و تعجيل انتقام و کيفرش از اصرار بر ستم سريعتر و زودرس تر نيست .

 چرا که خداوند دعا و خواسته مظلومان را مي شنود و در کمين ستمگران است .

قضاوت مردم در مورد نحوه مديريت:

و مردم به کارهای تو همانگونه نظر مي کنند که تو در امور زمامداران پيش از خود و همان را درباره تو خواهند گفت که تو درباره آنها مي گفتی .

بدان افراد شايسته را با آنچه خداوند بر زبان بندگانش جاری مي سازد مي توان شناخت . بنابراين بايد محبوبترين ذخيره در پيش تو عمل صالح باشد

دوري از شتابزدگي:

و نيز هرگز نسبت به کاری که پيش مي آيد و راه چاره دارد سرعت به خرج مده . مگو من مامورم [ و بر اوضاع مسلطم امر مي کنم و بايد اطاعت شود که اين موجب دخول فساد در قلب و خرابی دين و نزديک شدن تغيير و تحول در قدرت است .

 

نکات مدیریت اسلامی-درسهایی از امام علی (ع)

 انجام كار در زمان خود:

و هر امری را در جای خويش و هر کاری را به موقع خود انجام ده . [ بهوش باش ] کار هر روز را در همان روز انجام ده زيرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد .

  اختصاص بهترين اوقات به خدا:

بايد بهترين اوقات و بهترين ساعات عمرت را برای خلوت با خدا قرار دهی هر چند اگر نيت خالص داشته باشی و امور رعايا روبراه شود همه کارهايت عبادت و برای خدا است

 از جمله کارهائی که مخصوصا بايد با اخلاص انجام دهی اقامه فرائض است که ويژه ذات پاک او است . بنابراين بدنت را شب و روز در اختيار فرمان خدا بگذار و آنچه موجب تقرب تو به خداوند مي شود به طور کامل و بدون نقص به انجام رسان.

پنهان نساختن خود از مردم:

هيچگاه خود را در زمانی طولانی از رعيت پنهان مدار چرا که دوربودن زمامداران از چشم رعايا  خود موجب نوعی محدوديت و بي اطلاعی نسبت به امور مملکت است  و اين چهره پنهان داشتن زمامداران آگاهی آنها را از مسائل نهانی قطع مي کند . در نتيجه بزرگ در نزد آنان کوچک و کوچک بزرگ ، کار نيک زشت و کاربد نيکو و حق با باطل آميخته مي شود . چرا که زمامدار بهر حال بشر است و اموری که از او پنهان است نمي داند .

 

چگونگي برپايي نماز جماعت:

نماز جماعت برای مردم مي ايستی بايد نمازت نه نفرت آور و نه تضييع کننده باشد . [ نه آنقدر آنرا طول بده که موجب تنفر مامومين شود و نه آنقدر سريع که نماز را ضايع کنی چرا که در بين مردمی که با تو به نماز ايستاده اند هم بيمار وجود دارد و هم افرادی که کارهای فوتی دارند من از رسول خدا [ ص ] به هنگامی که مرا بسویي فرستاد پرسيدم : چگونه با آنان نماز بخوانم ؟  در پاسخم فرمود : نمازی بخوان همچون نمازی که ناتوانترين آنها مي خواند و نسبت به مؤمنان رحيم و مهربان باش

 پرهيزاز منت گذاردن وخلف وعده:

از منت بر رعيت به هنگام احسان بپرهيز و بيش از آنچه انجام داده ای کار خود را بزرگ مشمار

و از اينکه به آنها وعده دهی و سپس تخلف کنی برحذر باش زيرا منت احسان را باطل مي سازد

 و بزرگ شمردن خدمت نور حق را مي برد و خلف وعده موجب خشم خدا و خلق است . خداوند مي فرمايد اين موجب خشم بزرگ نزد خدا است که بگوئيد و انجام ندهيد.

پرهيز از تغافل امور خود:

از امتيازخواهی برای خود در آنچه مردم در آن مساوی هستند بپرهيز و از تغافل از آنچه مربوط به توست و برای همه روشن است برحذر باش چرا که به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسؤولی و بزودی پرده از روی کارهايت بر کنار مي رود و انتقام مظلوم از تو گرفته مي شود.

دقت در سخن گفتن:

باد دماغت را فرو بنشان حدت و شدت و قدرت دست و تيزی زبانت را در اختيار خود گير

 و برای جلوگيری از اين کار مخصوصا توجه به زبانت داشته باش که [ سخنی بدون فکر نگوئی]

و نيز در به کاربستن قدرت تاخير انداز تا خشمت فرو نشيند و مالک خويشتن گردی

 چگونگي پيمان بستن و پايبندي به آن:

هرگز پيمانی را مبند که در تعبيرات آن جای گفتگو باقی بماند و بعد از تاکيد و عبارات محکم عبارات سست و قابل توجيه بکار مبر [ که اثر آنرا خنثی مي کند ] .

 هرگز نبايد قرارگرفتن در تنگنا بخاطر الزامهای الهی پيمانها تو را وادار سازد که برای فسخ آن از راه ناحق اقدام کنی[زيرا شکيبائی تو در تنگنای پيمانها که اميد گشايش و پيروزی در عاقبت آن داری بهتر است از پيمان شکنی و خيانت که از مجازات آن مي ترسی همان پيمان شکنی که موجب مسؤليتی از ناحيه خداوند مي گردد که نه در دنيا و نه در آخرت نتوانی پاسخ گوی آن باشی.

 

 مراجعه به كتاب و سنت:

جايى كه كارها بر تو مشكل شود و در امورى كه برايت شبهه حاصل گردد حلّ آن را به خدا و پيامبرش ارجاع ده،
كه خداوند به مردمى كه هدايتشان را علاقه داشته فرموده: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا و پيامبر و اولى الامر
از خودتان را اطاعت كنيد، و اگر در برنامه اى اختلاف كرديد حكمش را به خدا و رسول بازگردانيد.
بازگردان به خدا قبول آيات محكم او، و ارجاع به رسول پذيرفتن سنّت اوست كه جمع كننده
همگان بر يك رأى است و پراكنده نيست.

رسيدگى به كار كارگزاران:

سپس درامور كارگزاران حكومتت دقت كن و آنان را پس از آزمايش به كار گير، از راه هوا وهوسو خودرأيى آنان را به كارگردانى مگمار، زيرا هوا و هوس و خودرأيى جامع همه شعبه هاى ستم و خيانت است.
از عمّال حكومت كسانى را انتخاب كن كه اهل تجربه و حياءاند، و از خانواده هاى شايسته و در اسلام پيش قدم ترند،
چرا كه اخلاق آنان كريمانه تر، و خانواده ايشان. سالم تر، و مردمى كم طمع تر، و در ارزيابى عواقب امور دقيق ترند
سپس جيره آنان را فراوان ده، زيرا اين برنامه براى آنان در اصلاح وجودشان قوّت است، و ازخيانت درآنچه زيردست آنان مى باشد بى نيازكننده است، و اگر از فرمانت سر برتابند و يا در امانت خيانت كنند بر آنان حجّت است. به كارهايشان رسيدگى كن، و جاسوسانى از اهل راستى و وفا بر آنان بگمار، زيرا بازرسى پنهانى تو از كارهاى آنان سبب امانتدارى ايشان و مداراى با رعيّت است. از ياران و ياوران برحذر باش، اگر يكى از آنان دست به خيانت دراز كند و مأموران مخفى تو
بالاتفاق خيانتش را گزارش نمايند اكتفاى به همين گزارش تو را بس باشد، و او را به جرم خيانت يفربدنى بده، و وى را به اندازه عمل ناپسندش عقوبت كن،وسپس اورا به مرحله ذلّت وخوارى بنشان، و داغ خيانت را بر او بگذار، و گردنبند عار و بدنامى را به گردنش بينداز.

 


توجه به طبقه پايين جامعه:

خدا را خدا را در طبقه پايين اجتماع، از آنان كه راه چاره ندارند، و از كارافتادگان و نيازمندان و دچارشدگان به زيان و سختى و صاحبان امراضى كه از پا درآمده اند، در ميان اينان كسانى هستند كه روى سؤال و اظهار حاجت دارند و كسانى كه عفت نفسشان مانع از سؤال است. بنابراين آنچه را كه خداوند در مورد آنان از حفظ حقوق از تو خواسته به حفظ آن پرداز، نصيبى ازبيت المال كه در اختيار توست، و سهمى از غلاّت خالصه جات اسلامى را در هر منطقه براى آنان قرار ده، كه براى دورترين آنها همان سهمى است كه براى نزديكترين آنان است، در هر صورت رعايت حق هر يك از آنان از تو خواسته شده، پس نشاط و فرورفتن در نعمت تو را از توجه به آنان بازندارد،
چه اينكه از بى توجهى به امور كوچك آنان به بهانه پرداختن به كارهاى زياد و مهم معذور نيستى،
از انديشه ات در امور ايشان دريغ مكن، و رخ از آنان برمتاب، نسبت به امور نيازمندان و محتاجانى كه به تودسترسى ندارند،
ازآنان كه ديده ها خوارشان مى شمارد، و مردم تحقيرشان مى كنندكنجكاوى كن،
براى به عهده گرفتن امور اينان انسانى مورد اعتماد خود را كه خداترس و فروتن است مهيّا كن،
تا وضع آنان را به تو خبر دهد. سپس با آنان به صورتى عمل كن كه به وقت لقاء حق عذرت پذيرفته شود زيرا اينان در ميان رعيت از همه به دادگرى و انصاف نيازمندترند، و در اداى حق همگان بايد چنان باشى كه عذرت نزد خداوند قبول شود. به اوضاع يتيمان و سالخوردگان كه راه چاره اى ندارند، و خودرا درمعرض سؤال ازمردم قرارنداده اندرسيدگى كن. آنچه سفارش كردم بر حاكمان سنگين است، البته همه حق سنگين است، و گاهى خداوند آن را بر اقوامى سبك مى كند كه خواهان عاقبت به خيرى هستند، وخودرا به صبر و استقامت وداشته، وبه صدق آنچه خداوندبه آن وعده داده اعتماد كرده اند.

 


ملاقات با نيازمندان
ز جانب خود وقتى را براى آنان كه به شخص تو نيازمندند قرار ده و در آن وقت وجود خود را براى آنان ازهر كارى فارغ كن، و جلوست براى آنان در مجلس عمومى باشد، و براى خداوندى كه تو را آفريده تواضع كن، و لشگريان و ياران از پاسبانان و محافظان خود را از اين مجلس بركنار دار، تاسخنگوى نيازمندان بدون ترس ونگرانى ولكنت وترديد با توسخن بگويد،كه من بارها ازرسول خدا صلي  لّه عليه وآله شنيدم مى فرمود: «امتى به پاكى و قداست نرسد مگر اينكه حق ناتوان را از قدرتمند با صراحت و روانى كلام بگيرد». آن گاه خشونت و درست حرف نزدن آنان را تحمل كن، تنگ خويى و غرور و خودپسندى نسبت به آنان را از خود دور كن تا خداوند جوانب رحمتش را بر تو بگشايد، و ثواب طاعتش را بر تو واجب كند. آنچه عطا مى كنى به خوشروي عطا كن، و خوددارى از عطا را با مهربانى و عذر همراه نما ى


قسمت دوم مدیریت اسلامی (  برگرفته از فرمان امام علی (ع) به مالک اشتر)

انتخاب منشي و كارمند:

سپس در وضع منشيان و کارمندانت دقت کن و کارهايت را به بهترين آنها بسپار

 و نامه های سری و نقشه ها و طرحهای مخفی خود را در اختيار کسی بگذار که دارای اساسي ترين اصول اخلاقی باشد .از کسانی که موقعيت و مقام آنها را مست و مغرور نسازد تاکه در حضور بزرگان و سران مردم نسبت به تو مخالفت و گستاخی کنند.

و در اثر غفلت در رساندن نامه های کارمندانت به تو  و گرفتن جوابهای صحيحش از تو کوتاهی ننمايند خواه در اموری باشد که از طرف تو دريافت مي دارند و يا از سوی تو مي بخشند.

 بايد قراردادهائی که برای تو تنظيم مي کنند سست و آسيب پذير نباشی هرگاه قراردادی به زيان تو باشد از يافتن راه حل عاجز نمانند .

و نسبت به ارزش و منزلت خويش ناآگاه و بي اطلاع نباشند که شخص ناآگاه از منزلت خويش از ارزش و مقام ديگری ناآگاهتر خواهد بود .

سپس در انتخاب اين منشيان هرگز به فراست و خوشبينی و خوش گمانی خود تکيه مکن چرا که مردان زرنگ طريقه جلب نظر و خوشبينی زمامداران را با ظاهرسازی و تظاهر به خوش خدمتی خوب مي دانند  در حاليکه در ماوراء اين ظاهر جالب هيچگونه امانت داری و خيرخواهی وجود ندارد .

بلکه آنها را از طريق پستهائی که برای حکومتهای صالح پيش از تو داشته اند بيازمای

 بنابراين بر کسانی اعتماد کن که در ميان مردم خوش سابقه تر  و در امانت داری معروفند و اين خود دليل آنست که تو برای خدا و کسانیکه والی بر آنان هستی خيرخواه مي باشی

 بايد برای هر نوعی از کارها يک رئيس انتخاب کنی رء سیکه کارهای مهم وی را مغلوب و درمانده نسازد و کثرت کارها او را پريشان و خسته نکند

 و به خوبی بايد بدانی هر عيبی در منشيان تو يافت شود که تو از آن بي خبر باشی شخصا مسؤول آن خواهی بود

و از ميان آنها افرادی که با تجربه تر و پاکتر و پيشگامتر در اسلامند برگزين [

 زيرا اخلاق آنها بهتر و خانواده آنها پاکتر و همچنين کم طمعتر و در سنجش عواقب کارها بيناترند .

سپس حقوق کافی به آنها بده زيرا اين کار آنها را در اصلاح خويش تقويت مي کند  و از خيانت در اموالي که زير دست آنها است بي نياز مي سازد . بعلاوه اين حجتی در برابر آنها است اگر از دستورت سرپيچی کنند يا در امانت خيانت ورزند

 

انتخاب قاضي و نوع برخورد با آنان:

سپس از ميان مردم برترين فرد در نزد خود را برای قضاوت برگزين از کساني که مراجعه فراوان آنها را در تنگنا قرار ندهد .

 و برخورد مخالفان با يکديگر او را به خشم و کج خلقی واندارد . در اشتباهاتش پافشاری نکند .

 و بازگشت به حق هنگامی که برای آنها روشن شد بر آنها سخت نباشد .

طمع را از دل بيرون کرده  و در فهم مطالب به اندک تحقيق اکتفا نکند.

 از کسانی که در شبهات از همه محتاطتر و در يافتن و تمسک به حجت و دليل از همه مصرتر باشند .

 با مراجعه مکرر شکايت کنندگان کمتر خسته شوند . و در کشف امور شکيباتر و به هنگام آشکارشدن حق در فصل خصومت از همه قاطعتر باشند .

از کسانيکه ستايش فراوان آنها را فريب ندهد و تمجيدهای بسيار آنان را متمايل به جانب مدح کننده نسازد ولی البته اين افراد بسيار کمند .

آنگاه با جديت هر چه بيشتر قضاوتهای قاضی خويش را بررسی کن و در بذل و بخشش به او سفره سخاوتت را بگستر آنچنان که نيازمنديش از بين برود و حاجت و نيازی به مردم پيدا نکند و از نظر منزلت و مقام آنقدر مقامش را نزد خودت بالا ببر که هيچکدام از ياران نزديکت به نفوذ در او طمع نکند . و از توطئه اين گونه افراد در نزد تو در امان باشد . [ و بداند که موقعيتش از او بالاتر نيست که بخواهد از او شکايتی بکند .

نظارت بر امور كاركنان:

سپس در کارهای کارمندانت بنگر و آنها را با آزمايش و امتحان به کار وادار و از روی ميل و استبداد آنها را به کاری واندار زيرا استبداد و تسليم تمايل شدن کانونی از شعبه های جور و خيانت است  سپس با فرستادن ماموران مخفی راستگو و با وفا کارهای آنان را زير نظر بگير  زيرا بازرسی مداوم پنهانی سبب مي شود که آنها به امانت داری و مداراکردن به زير دستان ترغيب شوند

 اعوان و انصار خويش را سخت زير نظر بگير اگر يکی از آنها دست به خيانت زد و ماموران سری تو . متفقا چنين گزارشی را دادند به همين مقدار از شهادت قناعت کن . و او را زير تازيانه کيفر بگير و به مقدار خيانتیکه انجام داده او را کيفر نما سپس ویرا در مقام خواری و مذلت بنشان  و نشانه خيانت را بر او بنه و گردن بند ننگ و تهمت را به گردنش بيفکن [ و او را به جامعه چنان معرفی کن که عبرت ديگران گردد ]

 

تشويق و تنبيه:

   هرگز نبايد افراد نيکوکار و بدکار در نظرت مساوی باشند زيرا اين کار سبب مي شود که افراد نيکوکار در نيکي هايشان بي رغبت شوند  و بدکاران در عمل بدشان تشويق گردند هر کدام از اينها را مطابق کارش پاداش ده.

 

رفتار مناسب با ارباب رجوع:

برای مراجعان خود وقتی مقرر کن که به نياز آنها شخصا رسيدگی کنی

مجلس عمومی و همگانی برای آنها تشکيل ده و درهای آنرا به رویهي چکس نبند و بخاطر خداوندی که ترا آفريده تواضع کن و لشکريان و محافظان و پاسبانان را از اين مجلس دور ساز تا هر کس با صراحت و بدون ترس و لکنت سخنان خود را با تو بگويد زيرا من بارها از رسولخدا صلی الله عليه و آله و سلم اين سخن را شنيدم  ملتیکه حق ضعيفان را از زورمندان با صراحت نگيرد هرگز پاک و پاکيزه نمي شود و روی سعادت نمي بيند

 سپس خشونت و کندی آنها را در سخن تحمل کن در مورد آنها هيچگونه محدوديت و استکبار روا مدار  که خداوند به واسطه اين کار رحمت واسعش را بر تو گسترش خواهد داد و موجب ثواب اطاعت او برای تو خواهد شد .

 آن چه مي بخشی به گونه ای ببخش که گوارا باشد [ بي منت و بي خشونت ] . و خودداری از بخشش را با لطف و معذرت خواهی توام کن

توجه به سنتهاي مردم:

هرگز سنت پسنديده ایرا که پيشوايان اين امت به آن عمل کرده اند و ملت اسلام به آن انس و الفت گرفته [7] و امور رعيت به وسيله آن اصلاح مي گردد نقض مکن و نيز سنت و روشی که به سنتهای گذشته زيان وارد مي سازد احداث منما [8] که اجر برای کسی خواهد بود که آن سنتها را برقرار کرده و گناهش بر تو که آنها را نقض نموده ای

 

با چه كساني بايد ارتباط برقرار كنيم؟

 سپس روابط خود را با افراد باشخصيت و اصيل و خاندانهای صالح و خوش سابقه برقرار ساز  و پس از آن با مردمان شجاع و سخاوتمند و افراد بزرگوار چرا که آنها کانون کرم و مراکز نيکی هستند