بازگشت به مکه معظمه- خاطرات حج تمتع قسمت چهارم

بسختي از میان جمعیت عبور کرده وخود را به خيابان عزيزیه شمالی سپس از کوچه پس کوچه ها به هتل رسانیدیم.نزدیک ساعت ۳ بعداز ظهر بود که بعد ازپذیرای در ورودی هتل برای صرف ناهار به سالن غذاخوری رفتیم. هم اطاقمان آقای نوری و خانمشان شب قبل که ما در منی بودیمُ به مکه آمده و بقیه اعمال خود را در خانه الهی براحتی انجام داده بودند ولی ما بلحاظ نگرانی برای برگشت به منی ابه حرم نیامدیم که بعدا پشیمانی ما را به همراه داشت.این روزها مکه خیلی شلوغ بود و انجام اعمال بخاطر ازدحام کاری بس دشوار می نمود.سرانجام دوشب بعد از ورود به مکه جدا از کاروان به اتفاق خانم راهی حرم الهی شدیم . بعلت ترافیک از ماشین پیاده شده و از تونل پیاده بسمت حرم براه افتادیم.زمان زیادی گذشت واز سروصدای داخل تونل کلافه شده بودیم ولی چاره ای نبود باید این راه را میرفتیم . وقتی به بیت اله الحرام رسیدیم در روی سنگهای سفید شبستانهای مشرف به کعبه کمی استراحت نموده و طواف را به سختی و در مدت طولانی انجام داده نماززیارت خواندیم و سعی بین صفا و مروه را با سرعت بیشتر انجام دادیم بعد دوباره به داخل صحن آمدیم دیگر نای ادامه اعمال را نداشتیم ولی از خدا استمداد طلبیده و با فشار و ازدحام هفت دور طواف نساء را انجام داده و دعاهای هردور را خواندیم خانمم با اینکه با حفاظت دستهایم طواف نمود ولی بعدها می گفت در هنگام طواف یاد فشار قبر و بعضی مواقع احساس میکردم استخوانهایم در حال شکسته شدن است نماز طواف نساء را در پشت مقام ابراهیم و در مقابل کعبه بجا آوردیم . عقربه های ساعت حدو د چهار را نشان می داد ونزدیک سحر شده بود . خسته اما خوشحال از اینکه موفق به انجام اعمال شده بودیم بالباسهای خیس عرق شده بر پشت وانتی سوار شده و خود را به هتل رساندیم .کاروان روزجمعه کاروان را برای انجام اعمال بردند و با شلوغی عجیب و سختی توانسته بودند طواف نمایند.