بازگشت به مکه معظمه- خاطرات حج تمتع قسمت چهارم
عید غدیر خم
شب عید غدیر- هتل را آذین بندی کرده بودند. هردو کاروان مصدر الامور و نورالنبی در سالن غذاخوری مراسم جشنی به پا نمودند . روحانی آن کاروان سخنرانی کرد و جوانترین فرد کاروان آقای میر حائری که یک دانشجو بود و زادگاهش کربلا بود با شور تمام از فضائل حضرت علی علیه السلام گفت.سس آقای مرتضوی نیز که در کاروان مداحی او کشف شده بود و بعد از بیماری روحانی کاروان که مشگل صدا پیدا کرده بود در عرفات و منی خواند و بتدریج در کاروان جایگاهی یپدا کرده بود .دلسوخته ای داشت و جای پدرش هم که در آخرین ساعات حرکت منع شده بود خالی بود با صدای خوبش در کاروان شعف ایجاد کرد.و در آخر نیز آقای.... که تاجر بود انگشتریهایی که از سنگ قبر امام حسین (ع) با خودش آورده بود به قید قرعه بین افراد توزیع کرد که یک انگشتر هم به خانم من رسید که آنرا خیلی دوست میدارد.در آخرهم شیرینی و شکلات زیادی که حجاج از تهران باخود آورده بودند در بین شرکت کنندگان در مراسم توزیع شد .فردای آنروز هم تعدادی از دوستان برای دیدار به اطاقمان آمدند.
آخرین شب جمعه نیز در کاروان دعای کمیل برگزارشد و فردای آنروز بعد از طواف وداع برای رفتن از شهر و خانه خدا که مدتها میهمانش بودیم آماده شدیم . آری معلوم نیست که دیگر چنین توفیقی نضیبمان شود و زمان بسرعت گذشت و از مکه خاطراتش برایمان باقی ماند.