بسمه تعالي

                              اهميت و ضرورت مشاركت عمومي در جامعه اسلامي(1)

     حضور ارزشمند نيكوكاران و خيرين در جريان مدرسه سازي موجب توجه به انگيزه و اهميت اقدامات خير خواهانه آنان گرديده است .شناخت اين انگيزه ها و و بررسي علل حضور آنان و آثار  كارخير آنها در سطح جامعه  و همچنين ارزش و اهميتي كه دين مبين اسلام براي آن قائل است، لزوم توجه به اين موضوع مهم را  بيش از پيش روشن نموده ومجريان امر  را در برنامه ريريها و اجراي آن ياري مي رساند.

  در هر جامعه انسانها يي با انگيزه ها و خواستهاي متفاوتي وجود دارد .بعضي چنان در خود و يا حداكثر خانواده خود غرق و گرفتارند كه به اطرف خود هيچ توجهي ندارند. تمام تلاش خود را براي حل مشكلات خو دشان بكار مي گيرند . به حال آنها فرقي نمي كند كه در همسايگي و يا در شهر و كشور آنها چه مي گذرد . مهم اين است كه او زندگي خوب و خوشي داشته باشد.

ليكن بعضي از انسانها از محدوده خود خارج شده و در فاميل و اقوام خود مرجع رسيدگي به  حل مشكلات شده و داراي اعتبار خاصي ميگردند. آنها روحيه بخش فاميل بوده و مرحم گذار آلام و  دردهاي  آنان مي باشند. .گروهي ديگر از افراد جامعه ، از محدوده نزديكان و فاميل بيرون آمده ، بچه هاي شهر خود را بچه هاي خود ميدانند و مشكلات همشهريان را مشكلات خود دانسته و مي كوشند تا خدمات خود را در بين آنان ساري و جاري نمايند . در مرحله بعدي  آدمهايي هستند كه شهر، كشور، نژادو دين و مذهب   آنها را محدود نساخته و اگر اتفاقي در آنطرف دنيا بيافتد آنان را تحت تاثير قرار داده و تا اقدامي در اينجهت انجام ندهند از پا نمي نشينند و بقول سعدي عليه الرحمه شاعر شيرين سخن كه مي فرمايد:

بني آدم   اعضاي     يكديگرند                 كه در آفرينش زيك گوهرند

چو عضوي بدرد آورد   روزگار                  دگر عضوها را   نماند   قرار

تو كز محنت ديگران بي غمي                 نشايد كه نامند نهند    آدمي

       به فراخور داشتن اين ديد گاه ها ، انسانها ارزش و اعتبار خاصي پيدا مي نمايند و بميزان داشتن اين ديدگاه ها ، جامعه را تحت تاثير خود قرار مي دهند.آنچه مي تواند اين  عقايد را در افرا د ايجاد كند وجود مكاتب مختلف   مي باشد.كه افراد به تاسي از آنها مي توانند ديدگاههاي خود را نيز تغيير دهند.

    در اين ميان مكاتبي وجود داردكه  به فرو رفتن فرد در خود اصرار مي ورزد. اومانيسم كه اصالت را به انسان مي دهد مي كوشد تا فردي را بسازد كه  تنها به زندگي دنيوي تكيه زده  و بكوشد تا در اين دنيا به  سود خود و حداكثركاميابي و لذت جويي بپردازد و تمام امكانات و سرمايه ها را براي رسيدن به اهداف خود بكار بندد و تمام موانع را برطرف كند و حتي اگر لازم باشد از وجود ديگران براي مقاصد خود بهره گيري نمايد .    متاسفانه روح حاكم بر فرهنگ غرب بر همين تفكر استوار گرديده وبدينجهت  پيوند انسانها را حتي با خانواده خود سست  و ناپايدار نموده است .

برخلاف اومانيسم ، اديان الهي تمام تلاش خود را براي پيوند زدن بين انسانها قرار داده است.در اين مكتب هرچه انسان از دايره خود بودن خارج شده و به فكر ديگران باشد و براي آنها تلاش نمايد در پيشگاه خدا محبوبتر و شايسته تر است .

     در دين مبين اسلام نيز به جماعت اهميت خاصي داده شده است  وكلام الهي "يداله مع الجماعه"  بمعناي "دست خدا با جماعت است" مويد همين مدعاست. تاكيد بر عباداتي همچون نماز جماعت در چندين وعده در روز ونماز جمعه در هر هفته موجب اجتماعي بودن مسلمين ميگردد ودر همين رابطه  بايد افراد جامعه براي حل مشكلات يكديگر در حد امكان فعاليت نمايند . پيامبر مكرم اسلام و ائمه اطهار در راه   سعادت بشر   زحمات طاقت فرسا وتلاشهاي بسياري داشته و مصائب  و مشكلات بسياري را  در اين راه تحمل كرده اند .

      تاريخ هيچگاه تلاش بي وقفه  حضرت محمد (ص) را فراموش نخواهد كرد او كه بدون هيچ اجرو مزدي براي هدايت انسانها  انواع شكنجه ها و نا ملايمات را تحمل كرد .آنچنان خود را  به زحمت مي انداخت واز اينكه مردم هدايت نمي شدند  اندوهگين و ناراحت مي شد كه خداوند  در ابتداي سوره طه مي فرمايد " ماانزلنا عليك القران لتشقي" ما قران از آن براي تو نازل نكرديم كه خويشتن را به رنج در افكني.

   در اسلام به مسلمين سفارش شده تا از احوال همسايگان و آشنايان آگاهي داشته باشندو در مشكلات و سختيها آنها را دريابند. در بعضي از روايات از پيامبر مكرم اسلام نقل شده است كه ايشان فرمود "هركس صبح كند و براي امور مسلمين اهتمام نورزد از ايشان نبوده و مسلمان نيست."               اسلام  مرزهاي جغرافيايي  و نژاد و قوميتها را كنار زده و انسانها را در مرز عقيده و انديشه برادر و همراه مي سازد.و قران كريم مومنان را برادر ميداند.

     بنابراين آنان كه با مكتب رهايي بخش اسلام آشنايي دارند به روابط با ديگران اهميت مي دهند ،انسانها را عيال خدا مي دانند و براي رفع مشكلات آنان مي كوشند . در چنين جامعه اي هركس نبايد در انديشه خود باشد و اموال خود را از هر راهي بدست آورد و بعد اين اموال و ثروت ها را امانت الهي مي داند .  در اينجا بياد سخن يكي از خيرين مدرسه ساز بنام آقاي مرداني آذري مي افتم كه با الهام از همين مكتب الهي مي فرمود اين اموال براي ما نيست بلكه امانت الهي است كه در دست من و برادران من است و ما كليد دار اين خزائن هستيم. و او و برادرانش با اين بينش تعداد بيشماري مدارس مجهز در نقاط مورد نياز براي دانش آموزاني كه او را پدر مي نامند احداث نمود.و تحويل آموزش و پرورش داد.

     آيات و روايات فراواني در تشويق و ترغيب مسلمين به انجام كار خير و ضرورت رسيدگي به ديگران آمده است و روشها و موضوعاتي نظير انفاق، خيرات، احسان و وقف در اسلام مطرح شده است كه بعنوان نمونه به  بعضي از آنها اشاره خواهد شد.

 

 انفاق :

در ارتباط با تاثير انفاق در جامعه درتفسير نمونه و الميزان آمده است:

يكي از بزرگترين اموري كه اسلام در يكي از دو ركن حقوق الناس و حقوق الله مورد اهتمام قرار داده و به طرق و انحاي گوناگون ، مردم را بدان وادار مي سازد، انفاق است. پاره اي از انفاقات از قبيل زكات ، خمس ، كفارات مالي و اقسام فديه را واجب نموده و پاره اي از صدقات و اموري از قبيل وقف سكني دادن مادام العمر كسي ، وصيتها، بخششها و غير آن را مستحب نموده است . و غرضش اين بوده كه بدينوسيله طبقات پائين را كه نمي توانند بدون كمك مالي از ناحيه ديگران حوائج زندگي خود را برآورند، مورد حمايت قرار داده تا سطح زندگيشان را بالا ببرند،

    انفاق مهمترين طريق حل مشكل فاصله طبقاتى
يكى از مشكلات بزرگ اجتماعى كه همواره انسان دچار آن بوده و هم اكنون با تمام پيشرفتهاى صنعتى و مادى كه نصيب بشر شده نيز با آن مواجه است مشكل فاصله طبقاتى است به اين معنى كه فقر و بيچارگى و تهيدستى در يك طرف و تراكم اموال در طرف ديگر قرار گيرد.عدهاى آنقدر ثروت بيندوزند كه حساب اموالشان را نتوانند داشته باشند و عده ديگرى از فقر و تهيدستى رنج برند، بطوريكه تهيه لوازم ضرورى زندگى از قبيل غذا و مسكن و لباس ساده براى آنان ممكن نباشد.بديهى است جامعهاى كه قسمتى از آن بر پايه غناء و ثروت و بخش مهم ديگر آن بر فقر و گرسنگى بنا شود قابل دوام نبوده .و هرگز به سعادت واقعى نخواهد رسيد. در چنين جامعهاى دلهره و اضطراب و نگرانى و بدبينى و بالاخره دشمنى و جنگ اجتنابناپذير است .گر چه در گذشته اين اختلاف در جوامع انسانى بوده است ولى بايد گفت متاسفانه در زمان ما اين فاصله طبقاتى به مراتب بيشتر و خطرناك تر شده است . زيرا از يك سو، درهاى كمكهاى انسانى و تعاون به معنى حقيقى ، به روى مردم بسته شده و رباخوارى كه يكى از موجبات بزرگ فاصله طبقاتى است با شكلهاى مختلف به روى آنها باز است . پيدايش كمونيسم و مانند آن و خونريزيها و جنگهاى كوچك و بزرگ و وحشتناك كه در قرن اخير اتفاق افتاد و هنوز هم در گوشه و كنار جهان ادامه دارد و غالبا از ريشه اقتصادى مايه مى گيرد و عكس العمل محروميت اكثريت جوامع انسانى است ، گواه اين حقيقت است .


با اين كه دانشمندان و مكتبهاى اقتصادى جهان به فكر چاره و حل اين مشكل بزرگ اجتماعى بوده اند و هر كدام راهى را انتخاب كرده اند، كمونيسم از راه الغاى مالكيت فردى ، و سرمايهدارى از راه گرفتن مالياتهاى سنگين و تشكيل مؤ سسات عام المنفعه (كه به تشريفات بيشتر شبيه است تا به حل فاصله طبقاتى ) به گمان خود به مبارزه با آن برخاسته اند ولى حقيقت اين است كه هيچكدام نتوانسته اند گام مؤ ثرى در اين راه بر دارند زيرا حل اين مشكل با روح ماديگرى كه بر جهان حكومت مى كند ممكن نيست .با دقت در آيات قرآن مجيد آشكار مى شود كه يكى از اهداف اسلام اين است كه اختلافات غير عادلانهاى كه در اثر بيعدالتيهاى اجتماعى در ميان طبقه غنى و ضعيف پيدا مى شود از بين برود و سطح زندگى كسانى كه نميتوانند نيازمنديهاى زندگيشان را بدون كمك ديگران رفع كنند بالا بيايد و حد اقل لوازم زندگى را داشته باشند، اسلام براى رسيدن به اين هدف برنامه وسيعى در نظر گرفته است - تحريم رباخوارى بطور مطلق ، و وجوب پرداخت مالياتهاى اسلامى از قبيل زكات و خمس و صدقات و مانند آنها و تشويق به انفاق - وقف و قرض الحسنه و كمكهاى مختلف مالى قسمتى از اين برنامه را تشكيل مى دهد، و از همه مهمتر زنده كردن روح ايمان و برادرى انسانى در ميان مسلمانان است

پاداش انفاق كنندگان :

.در آيه 261 بقره براي كسانيكه در راه خدا انفاق مي نمايند اجرو پاداش بسيار زيادي ذكر شده است:

"مثل الذين ينفقو ن اموالهم في سبيل الله كمثل حبه انبتت سبع سنابل في كل سنبله مائه حبه والله يضاعف لمن يشاء والله واسع عليم"

"مثل آنانكه مالشان را در راه خدا انفاق مي كنند به مانند دانه اي است كه از آن هفت خوشه برويد و در هر خوشه صد دانه باشد و خداوند از اين مقدار نيز براي هركه خواهد بيفزايد و خدا را رحمت بي منهاست ."

چند نكته در مورد آيه شريفه:

  -  انفاق بايستي براي رضايت خدا باشد-در اين آيه  منظور از ((سبيل الله ))، هر امرى ا ست كه به رضايت خداى سبحان منتهى شود، و هر عملى كه براى حصول غرضى دينى انجام گيرد،

  - انفاق در راه خدا عبارت است از دادن يكى و گرفتن چند برابر آن- انفاق در راه خدا مثل دانه اى است كه تا هفتصد دانه بهره دهد، چون خدا براى هر كسبخواهد مضاعف مى كند . خداى تعالى براى هر كس كه بخواهد بيش از هفتصد دانه گندم هم مى دهد، براى اينكه او واسع است و هيچ مانعى نيست كه از جود او جلوگيرى كرده و فضل و كرمش را محدود سازد.

  - مثلى را كه آورده مقيد به آخرت نكرده و بطور مطلق فرموده : ((خدا انفاق شما را مضاعف مى كند)) پس هم شامل دنيا مى شود، و هم شامل آخرت ، فهم عقلائى هم اين را تاءييد مى كند .

   -  انفاق يك نفر، اصلاح حال هزاران نفر- اگر يك فرد از جامعه كه عضوى از يك مجموعه است ، دچار فقر و احتياج شد، و ما با انفاق خود وضع او را اصلاح كرديم ، هم دل او را از رذائلى كه فقر در او ايجاد مى كند پاك كرده ايم ، و هم چراغ محبت را در دلش ايجاد نموده ايم ، و هم زبانش را به گفتن خوبيها به راه انداخته ايم ، و هم او ر ا در عملكردش نشاط بخشيده ايم ، و اين فوائد عايد همه جامعه مى شود، چون همه افراد جامعه به هم مربوط هستند، پس انفاق يك نفر، اصلاح حال هزاران نفر از افراد جامعه است ، و مخصوصا اگر اين انفاق در رفع حوائج نوعى از قبيل تعليم و تربيت و امثال آن باشد.. 

-  ستايش قرآن از كسانى است كه انفاق سيره‏ى هميشگى آنان باشد. «ينفقون» فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد.

آيات و روايات زيادي براي تشويق و ترغيب مردم به انجام امور خير و مشاركت در امور اجتماعي آمده است كه در آينده بدان خواهيم پرداخت .                                                                ادامه دارد