مراسم تودیع از مدیرکلی مشارکتهای مردمی

                                                                 بنام خدا

امروز پس از سی و هفت سال خدمت در آموزش و پرورش  و کارو تلاش 22 ساله در سازمان نوسازی توسعه و تجهیز مدارس کشور در منزل بسر می برم. البته مدتهاست که منتظر بازنشستگی می باشم و با رفتن آقای دکتر رئیسی رئیس سابق سازمان  که سالها با هم همکار بودیم و جایگزینی اقای دکتر نظرپور از دانشگاه و اعلام آمادگی اینجانب برای این امر این احتمال قوت گرفت تا اینکه آقای نعیمی  که خود نیز 38 سال سابقه دارد درهفته قبل بامن در اینمورد صحبت کرد . روزچهارشنبه فرصتی پیش آمد تا با رئیس سازمان صحبت کرده و لیستی برای تکمیل پیشنهاد قبلی خود به ابشان دادم و گفتم اگر عجله دارید معاون دفتر را سرپرست کنید تا با دقت بیشتر بخاطر اهمیت دفتر برای جایگزینی اقدام کنید که ایشان گفت دوسال گذشته یک ماه هم صبر می کنیم گفتم شاید شما عجله نداشته باشید ولی معاون شما که دوست ماست صبر نکند. برهمین اساس من تصور کردم که به این زودیها این تغییر صورت نمی گیرد وبعضی همکاران دفترکه نگران بودند تا حدودی آرام شدند. اما روز شنبه اول صبح خبر جلسه بعداز ظهر را دادند.مدارک شخصی را جمع آوری کردم و با مهندس شیرزاد که از همکاران مشارکتها در استان خراسان جنوبی بود و قرار بود جایگزین شوند به دفتر آوردم و اطلاعات کاری در اختیارش گذاشته به همکاران هم توصیه کردم برای موفقیت ایشان همکاری لازم را داشته باشند. نماز و ناهار را باایشان بودم و بالخره در ساعت چهار بعداز ظهر مراسم تودیع و معارفه با حضور رئی سازمان و اقای حافظی رئیس جامعه خیرین مدرسه ساز و اقای صالحی مدیر عامل و مدیران سازمان و همکاران دفتر مشارکتها برگزار شد . در این مراسم بعد از تلاوت قران مجید و خیرمقدم اقای قربانی مدیر روابط عمومی من گزارشی از فعالیتها ارائه کردم و اقای دکتر نظرپور و اقای حافظی و نعیمی ودر اخر هم اقای شیرزاده صحبت کرده و بنده را هم با سخنانشان شرمنده نمودند.  البته  تاریخ بازنشستگی اینجانب را تا اول شهریور جهت انتقال تجربیات به تاخیر انداختند.در این مدت دوستان با تماسها و ارسال پیامهایشان این حقیر را مورد لطف خود قرار دادند.والسلام

ادامه نوشته

انتخابات

 

زمان بسرعت گذشت بخود امدیم گفتند دوسال دیگر از دوره آقای روحانی باقی مانده و بعد یکسال و ناگهان شش نامزد منتخب شورای نگهبان از حدود 1650 نفر معرفی و تبلیغات شروع شد. مناظره های زنده تلویزیونی مورد توجه مردم بود . در مناظره اول اقای قالیباف دولت را زیر سوال می برد و بیشتر اقای جهانگیری صحبت و دفاع میکرد در مناظره بعدی کاملا اشکار بود که اقایان میرسلیم و رئیسی و قالیباف در یک جبهه و روحانی و جهانگیری و هاشمی طبا در جبهه مقابل هم بودند.و اقای قالیباف بدنبال تخریب ودولت و بحث 4 و 96 درصد را مطرح و میگفت این دولت میگوید نمی شود و نمی توانیم ولی ما می گوییم میشود. در مناظره اخرهم اقای روحانی و جهانگیری حملات خود را به اقایان مقابل داشته و روزهای اخر تبلیغات اقای قالیباف و جهانگیری بنفع اقای رئیسی و روحانی کنار رفتند و انتخابات دوقطبی شد. یکطرف اصلاحات و یک طرف اصولگراها علما و مداحان و هنرمندان به میدان امدندو اقای روحانی و رئیسی در شهرها حضور یافته و طرفداران انها هم سعی می کردند حضور بیشتر خود را نشان بدهند.فضای مجازی هم نقش تعیین کننده داشت عکسها و فیلمهای مختلف له و علیه کاندیداها منتشر می شد.خلاصه فضایی ایجاد شد که مردم برای رقابت به صحنه امدند حدود چهل میلیون شرکت کردند . من و خانواده نزدیک به دوساعت در صف بودیم .برگزاری شوراهای شهر و روستا نیز فضای شهرها را پر از عکس و بنر و مطلب کرده بود . رقابت تنگاتک کاندیداهای ریاست جمهوری و بالاخره در روز سیم اردیبهشت اقای روحانی با بیست و سه و نیم ملیون  نفر اول و اقای رئیسی با پانزده و هفصد ملیون رای را بخود اختصاص دادند. بنظرم فضای خوبی بین کانیداها وجود نداشت.  

تصویر مرتبط

سید مهدی موسوی منصف از خیرین مدرسه ساز  و پیر غلام اهل بیت  به دیار حق شتافت.

 

در یکماه قبل با آموزش و پرورش ورامین و نوسازی مدارس استان تهران هماهنگ می کردیم که مدرسه مشارکتی موسی ابن جعفر که با کمک آقای موسوی در ورامین ساخته شده بود و واسطه آن سرکار خانم نیزاری بود را افتتاح کنیم  هربار به دلایلی به تاخیر افتاد تا اینکه در آخر قرار شد که در ایام دهه فجر  و بازهم نشد بالاخره بعد از دهه فجر این مراسم با حضور خانواده ایشان  و مسولین در محل مدرسه برگزارگردید.البته خود ایشان در مراسم حضور نداشت و خانواده ایشان گفتند که در بیمارستان در حال کما بسر می برد . فرزند پسرش با گریه و بغض و احترام از پدرش سخن گفت و همه برای شفای ایشان همگان دعا کردند. در این جلسه فهمیدم که آقای موسوی یک انسان عارف و وارسته بوده و طرفداران زیادی دارد.به او لقب آقاجون می دادند.ایشان یک درمانگاه را هم در پاکدشت شروع کرده بود .چند روزی از افتتاح نگذشت که خبر فوت ایشان را دریافت کردیم  .بفکر فرو رفتم که چرامراسم این مدرسه  به تاخیر افتاد و مانتوانستیم حضور این پیرمرد باصفا را داشته باشیم و چرا بعد از افتتاح ایشان به دیار حق شتافت. شاید حکمتی داشته باشد که ما از درک آن عاجریم. بهرحال در مراسم سوم ایشان در مسجد اعظم قلهک شرکت کردم مراسم خاصی بود. مداحان مختلف و اشگ و ناله فراوان در غم او و مادرش فاطمه سلاما... روحانیتی خاص به مجلس داده بود. خدایش رحمت کند. 

ملاک یا فرشتگان الهی در قران کریم

 دیروز در کلاس درس  قران حاج آقابهشتی در ارتباط با فرشتگان الهی مطالبی گفته شد که بسیار مفید بود براین اساس آنرا در و بلاگ خود قرار دادم . 

 کلمۀ “ملائکه” جمع ملک- به فتحه لام- به معنای موجوداتى است که مخلوق و واسطۀ بین خدا و بین عالم مشهود هستند.

فرشتگان موجودات بسیار شریف و لطیف هستند و دارای ویژگی های نیک فراوانی هستند -که در آیات قرآن بیان شده است- از جمله این که صفات و ویژگی های خاکی و حیوانی در وجود آنان راه ندارد و اساساً آنان هیچ گونه میل و قدرتی بر انجام گناه و معصیت ندارند و به همین دلیل است که از هر گونه گناه و معصیت پاک و مبرّا هستند.

انواع فرشتگان و ماموریت آنها:

1-     رقیب و عتید: نام دو فرشته نویسنده اعمال انسان. یکی در سمت راست و یکی در سمت چپ انسان . آیه ۲۸ سوره ق: «ما یلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ. این دو فرشته مامور ثبت و ضبط اعمال هر انسان هستند.هرچه در طول روز انجام دهیم همه را مینویسند.» گروهی از مفسّران معتقدند که «رقیب» و «عتید»، همان دو فرشته‌ای هستند که در آیه «إِذْ یتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیمِینِ وَ عَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ. طبرسی ‌گوید: رقیب یعنی حافظی که هیچ چیز از او پوشیده نیست، بنابراین مراد از رقیب در آیه، یعنی حافظ و ضابط اعمال و گفتار، و عتید یعنی آماده و حاضر، و منظور حافظانی است که آماده ثبت اعمال‌اند.[۳]. ( فرق این دو چیست؟:) گفته اند این دو فرشته هم سطح نیستند بلکه فرشته اول رئیس فرشته دوم است. رقیب حسنات را بلافاصله می نویسد ولی عتید برای نوشتن گناهان هشت ساعت صبر می کند که اگر توبه کردی آنرا نمی تویسد.  اولی امید بخش و دوی ترساننده . هردو شیفت صبح و شیفت شب دارند. رقیب حسنات را ده برابر می کند  و عتید گناهان را یک برابر می نویسد.آیا با این فرشته ها در خلوت صحبت کرده اید؟

ادامه نوشته

اربعینی دیگر در کربلا(2)

تا غروب راه رفتیم چند جایی در موکبهای بین راه کمی استراحت کردیم . نماز را در موکبی به جماعت خواندیم و دوباره حرکت کردیم. از محل استراحت  برای شب خبری نبود. در موکب حرم حضرت معصومه لوبیا پلو خوشمزه ای خوردیم و در موکب طرفداران مقتدی صدر که خیلی هم بهداشتی بود لقمه کبابی خوردیم از انها سراغ جای خواب گرفتیم و چادرهایشان را نشان داد بعدها پشیمان شدیم که چرا همانجا نماندیم. از کنار مرکز علمیه زیبا و بزرگی که بنام امام حسن مجتبی (ع) عبور کردیم. چون جای مناسب برای خواب پیدا نمی کردیم راه میرفتیم تا حدود تیر هزارو صد هم رفتیم. در بین راه در محوطه موکبی کمی استراحت کرده و مدتی هم سرگرم حضور یک پاکستانی مقیم اروپا که بنام ذالقرنین حیدر بود و خیلی سرحال و شاداب بود شدیم پس از گرفتن فیلم و عکس براه افتادیم به یک چادرهم رفتیم که دوستان بخاطر سیگار کشیدن عده ای خوششان نیامد عاقبت ساعت از دوازده شب گذشته بود که یک جوان عرب خیلی محبت کرد و ما را در وسط چادر جا داد. قبل از اذان صبح جوانی نماز شب میخواند و بالاخره نماز صبح خوانده و موبایلهایمان را شارژکرده و به حرکت درامدیم .اثار سرماخوردگی هویدا میشد که ایوان شیر خوردیم حمزه حالش خوب نبود ولی بناچار میرفتیم .کربلا دیده میشد و ما در انجا اقای دکتر قدمی را دیدیم هنوز ظهر نشده بود که با اصرار چند عرب به یک موکب رفته و ماهی خوردیم.وارد کربلا  شدیم اشنایی محل استراحت در ستاد اجرایی داد و جای دیگری که خیلی شلوغ بود ولی ترجیح دادیم به محل سال گذشته که هیات روضه الشهدا در منزل ابو حسن بود برویم. درانجا مورد استقبال آقای محمدی فام قرار گرفتیم. و با حال و احوال با بچه های  روضه الشهدا به طبقه دوم که امسال ساخته شده بود رفتیم برای ناهار مجدد پایین امدیم و بعداز۰ نماز شب و مراسم عزاداری به حرم رفتیم. در بین الحرمین حال خوشی یافتیم با سرور شهیدان و گنبد زیبایش و حرم حضرت ابوالفضل صفایی کردیم بعداز زیارت به منزل برگشته و استراحت ومی کرده و قبل از اذان صبح به حرم امام حسین علیه السلام رفتیم بسختی کفشهایمان را به کفشداری دادیم در حرم به سمت ضریح رفتیم ولی از دور ساام داده و بعداز نماز صبح و خواندن زیارت اربعین  به منزل برگشته و کوله پشتهایمان را برداشته و بسمت ترمینال حرکت کردیم.  

اربعینی دیگر در کربلا

امسال نیز توفیق یافتیم تا به همراهی فرزندم آسید محمد حمزه و باجناقم آقا مجتبی شاه محمدی و دوستان  آقا مهدی و محمد برومند نیا و حسن اقا محمد بیک لو  

سفرمان را یک هفته قبل از مرز مهران آغاز کنیم.عبور از این مرز با شلوغی و شایعاتی که  این روزها برای بستن این مسیر وجود داشت ، مرزی که حضور هزاران هزاران نفر و اذحام و فشار عده ای از مردم که بدون ویزای قصد عبور از آنجا را داشتند.بعداز اذان ظهر به خاک عراق وارد شده و بعد از نماز در یک مسجد بسمت اتوبوسها  رفته و خوشبختانه در زمان کمی سوار اتوبوسی شدیم که ابتدا به کاظمین میرفت و بعد به نجف وارد میشد. نفری 100 تومان به یک ایرانی امنت داده و اتوبوس بعد از عبور از ترافیک دربرای ناهار  در یک موکب متوقف شد ناهار  مختصری  و چای خوردیم بعداز کمی استراحت  سوار اتوبوس شده وحرکت کردیم. 

.  اتوبوس غروب آفتاب در موکب دیگری متوقف شده و پس از نماز و شام و عبور از جاده ها بالاخره به کاظمین رسیدیم . در کنار بلواری متوقف شد و دوساعت برای زیارت وقت داد به اتفاق دوستان زیارت خوبی از دو امام بزرگوار موسی ابن جعفر و امامجواد علیه السلام بعمل اورده و در اخر کار یکی از دوستان که بصورت مخفیانه موبایل خود را به داخل اورده بود و با دو گنبد زیبا در حال عکس انداختن بودند توسط خادمین انجا موبایل ضبط شد و برنامه ما را دچار مشکل کرد. با سرعت به محل اتوبوس امده و از انجا بسمت نجف بحرکت درامدیم. نزدیک اذان صبح به شهر نجف رسیده و خسته و خواب آلوده از اتوبوس پیاده شدیم. مانده بودیم که در این زمان به کجا برویم که دیدم یک عراقی میان سال با تعدادی از زایران به عربی صحبت می کرد و متوجه شدم خانه سراغ دارد بسمتش رفتم و گفتم مبیت که گفت چند نفر هستید و ما را سوار ماشینش کرد شش نفری به سختی سوار شده و ما را به نزدیک میدانی در نزدیکی مسجد سهله اوردو در کوچه ای به منزلی برد که میزبان به استقبال ما امد داخل که شدیم اطاقها پر و همه در خواب بودند.شش جا برای ما درست کردند.وبعد از نماز صبح به بستر رفته و خوابیدیم. فردای ان روز   با یک سواری به سمت حرم امیر مومنان حرکت کردیم در ورودی قبرستان وادی السلام مارا پیاده کرد و گفت راه بسته است راه زیادی شاید بیش از پنج کیلومتر پیاده امدیم تا از دور گنبد زیبای قبر حضرت امیر هویدا شد.

ادامه نوشته

السلام علیک یا اباعبداله( خاطرات این ایام)

مدتی بود که فرصت نوشتن مطالب جدید را پیدا نکردم .امروز خواستم بمناسبت ایام عزاداری امام حسین علیه السلام که روزهای تاسوعا و عاشورا که گذشت و روزهایی که در آن قرار گرفته ایم مطلبی را بنویسم.روزهایی که ماتم بزرگی برای شیعیان بهمراه دارد و شور و عشقی که در همه جا موج می زند. این ایام کلاس درسی است که حسین علیه السلام معلم آن است . محرم هرسال پر شورتر از سال قبل مجالس و محافل بسیاری برقرار می گردد و آزادگی و شور حسینی به جامعه تزریق می شود. آنچه مهم است اینکه ما از این روزها درس گرفته و در زندگی  خود بکار بندیم. از حسین  و یاران با وفایش دینداری و امر به معروف  و نهی از منکر و ایثار و گذشت و انفاق  را بیاموزیم .امسال ایام عاشورا و تاسوعا با سه شنبه و چهارشنبه مصادف شد که روزهای تعطیلی تا آخر هفته را بهمراه داشت.امسال توفیق یافتم تا  صبح های اداری در مراسم زیارت عاشورای سازمان شرکت کرده و در شبها  به اتفاق خانواده به حسینیه روضه الشهداء که در حال اتمام ساختمانش می باشد شرکت نمایم . در اینجا آقای مهدی نیا سخنرانی داشت که بسیار خوب با مخاطبین ارتباط برقرار کرده و با کلاس داری و شوخی جلسه را بخوبی اداره می کردند.مداح نیز ابتدا آقای محمد جواد فارسی که بعد از بیماری آقای محمدی فام در هیات سخنرانی و مداحی می کرد ولی در قبل از تاسوعا مادر ایشان به رحمت خدا رفت و بعد هم صدایش دچار مشکل شد ابتدا آقای حاج محسن .. و بعد آقای محمدی فام آنهم در دیرقت به هیات آمدند و سنه زنی و مداحی کردند. یک شب هم با نظر پسرم به شرق تهران حسینیه فاطمیون رفته و از سخنرانی آقای سید حسن میری که خیلی خوب سخن می گفت و افراد زیادی را به پای منبر خود کشاند و امید  و عشق به اهل بیت را در جوانان  ایجاد میکرد و سنه زنی دایی  عروسم بهره مند شدیم.البته بنده روزهای تاسوعا و عاشورا به قم رفتم تا در کنار مادرم که مدتها درد کمر می کشید و دچار ناراحتب شده بود باشم و توفیق رفتن به بیت رهبری و یک روز هم بیت آقای موسوی اردبیلی که در نزدیکی منزل مادر بود و همچنین مسجد حضرت معصومه و حسنیه مرحوم آقاعلی همسایه شرکت کردم. دیشب هم در آخرین مراسم آقای فارسی در هنرستان ایران تکنیک در شهرک راه اهن.این ایام مصادف شد با حمله هواپیما های عربستان به مجلس ختمی در یمن که بسیاری از انسانهای بی گناه به خاک و خون کشیده شدند و عربستان هر روز در این ماه حرام دست به کشتار می زند. بعد از آمدن ملک سلمان و کشتار  بی سابقه حاجیان در منی و قطع رابطه ایران و عربستان سیاستهای زور گویان این حکام در بحرین و یمن  انسان را بیاد یزید می اندازد. در سوریه  و عراق نیز علایم پیروزی  هویدا شده و لی امریکا و ترکیه و عربستان و قطر  مانع آن می شوند و انشاله بزودی شکست خواهند خورد. 

جشنواره های خیرین (2)

مهندس جعفری در جشنواره 18 خراسان شمالی.jpg 

در روز سه شنبه 5 خردادماه به اتفاق آقای نجفی افشار و آقای صالحی و خیر محترم .. با یک ساعت تاخیر در فرودگاه بجنورد به زمین نشستیم و بلافاصله به اتفاق مدیرکل نوسازی مدارس و آموزش و پرورش به مدرسه احداثی  مشارکتی خیر که بنام پدرش نامگذاری کرده بود ودر نزدیکی شهر واقع شده بود رفته و مراسم افتتاح انجام شد. سپس بعد از صرف ناهار در یک رستوران سنتی به کمپ پتروشیمی در کنار بابا امان در 10 کیلومتری شهر بجنورد رفته و در یک واحد آپارتمان مستقر شدیم. فضای زیبا و سرسبزی بود که برای میهمانان در نظر گرفته بودند. بعد از کمی استراحت به روزنامه خراسان شمالی رفته و میهمان ویژه بوده و مصاحبه ای در آنجا داشتیم. این روزنامه ظاهرا چالشی بوده ولی برای مدرسه سازی کمک می کرد.از آنجا به اردوگاه بزرگی که در کنار جای دیدنی بش قارداش بود رفتیم. اردوگاهی که در آن خیلی کارشده و امیداست بزودی برای دانش آموزان راه اندازی شود.از آنجا به صدا و سیما رفتیم و من در برنامه زنده شبهای اترک بعنوان میهمان برنامه ،اهداف جشنواره خیرین را مطرح کردم .خیلی دیروقت بود که برای شام به یک رستوران که تازه افتتاح شده بود رفته و به دوستان ملحق شدیم . هنوز کمی روی تخت نشسته بودیم که زمین به شدت تکان خورد و مردم فریاد زنان به بیرون دویدند. که بعدا اعلام شد زمین لرزه 6/5ریشتر در همان حوالی بوده است قبل از خواب و صبح زود و جند بار دیگرهم پس لرزه شد.فردای انروز جشنواره با حضور استاندار برگزار شد همکاران آن استان همه تلاش خود را کردند.بعد از برگزاری به مشهد آمدیم و زیارت نیم ساعته و سپس به تهران آمدم.( تصاویر در ادامه)

ادامه نوشته

جشنواره های خیرین مدرسه ساز در سال 95

امسال بدلیل برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی جشنواره شهرها و مراکز استانها با تاخیر شروع شد و از 15 اردیبهشت که افتتاحیه مراکز استانها با بزد آغاز و تا 11 خرداد ماه که اختتامیه در تهران برگزار می شود.توفیق یافتم که به اتفاق آقای حافظی رئیس جامعه خیرین مدرسه ساز به استان یزد سفر کنیم. در جشنواره امسال استان یزد به ابتکارمجمع خیرین یزد تمام مدارس خیری این شهر و شهرهای دیگر استان همزمان میزبان خیر احداث کننده مدرسه بودند ( از ساعت 11 تا 13) و از آنجا همه خیرین به اتفاق مدیر مدرسه در سالن باشگاه فرهنگیان تجمع و مراسم کوتاهی برگزار و ناهار را در انجا میل کردند.ماهم به چند مدرسه سر زدیم در یکی از مدارس دختر خانم خیر فوت شده از فرانسه آمده بود و پیوند خوبی بین خیرین و مدارس بوجود امد. اموزش و پرورش هم به میدان امده بود و حضور فعالی در مدارس داشت . در انروز مدرسه خیری آقای شیشه بری هم افتتاح شد. روز بعد هم به اتفاق خیر بزرگ آقای حاج اکبر ابراهیمی به بوشهر رفته و در جشنواره آنجا شرکت کرده و بعداز ظهر آنروز هم به روستای بولخیر رفتیم و اقای ابراهیمی مدرسه ای را که در ساخت آن مشارکت کرده بود و تا حالا آن را ندیده بودمورد بازدید قرار داد.استان همدان سومین استانی بود که به اتفاق دوست دیرینه اقای نوید ادهم دبیرکل شورایعالی اموزش و پرورش رفته و در ان شرکت کردیم.مجری برنامه آقای واحدی بود که با قراردادی که با او بسته شده بود قرار بود درچند استان حضور یافته و برنامه های ضبط شده را از شبکه یک پخش کند.در حاشیه مراسم برای آزادی خانم نعیمی رئس سابق ستاد بانوان که زنی فعال در عرصه مدرسه سازی بود و حالا چهار سال است که بخاطر ورشکستگی بانک قرضه الحسته ای که موسس ان بود به زندان افتاده با مدیرکل نوسازی و دکتر بوربور و رئیس مجمع صحبت کردیم.در هفته اول نیز به تبریز رفته و در مراسم نکو داشت آقای حاج کریم مردانی آذرخیر بزرگ مدرسه و بیمارستان ساز که از طرف استاندار برگزار می شد به اتفاق اقای حافظی شرکت نمودیم. مراسم خوب و درخور شان و استاندار دست این خیر را بوسید و قرار شد خیابانی بنام او نامگذاری شود.( عکس بعضی مراسمها در ادامه نوشته) 

ادامه نوشته

ماه شعبان و روزهای خجسته آن

رسول خدا می فرماید: آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه یارى كند مرا بر ماه من یعنى روزه در آن ماه روزه بگیرد.

مهمترین رویداهای این ماه عبارتند از: دوم شعبان؛ آمدن حکم وجوب روزه ماه رمضان درسال دوم هجری-سوم شعبان؛ ولادت امام حسین(ع)چهارم شعبان؛ ولادت حضرت عباس(ع)پنجم شعبان؛ ولادت امام سجاد(ع)یازده شعبان؛ ولادت حضرت علی اکبر(ع)پانزده شعبان؛ ولادت امام زمان(عج)

روزهای خجسته و میمون که با ولادت امام حسین علیه السلام آغاز و با میلاد فرزندش و ختم امامان حضرت مهدی عج ادامه می یابد. روزهای شادی اهل بیت و انتظار فرج ...